| این خبری که میدم نه طنز هست و نه شوخی ...
امروز جمعه ۸تیر ۱۳۸۶
دیشب حدود ساعت ۱۲، صدای هولناکی برخواست و برق رفت. سریعا به خارج از خانه رفتم تا ببینم مسئله از چه قرار است،ولی قبل از آن که چیزی ببینم حدس میزدم چه اتفاقی افتاده. درست بود.یه ماشین ۲۰۶ با سرعتی بسیار بالا از جاده منحرف میشه و میخوره به تیر برق و . . .
من شخصا جلو نرفتم و از دور صحنه رو میدیدم. چون دفعه ی اول نبود که توی اون قسمت تصادف میشد.دفعه ی دوم و سوم و حتی چهارم هم نبود. سه تا سرنشین داشت. سه تا جوان که مسافر بودند و از استان دیگه ای اومده بودند. ولی...
ولی دو نفرشون مردند توی این حادثه بعضی ها هم میگن که اون یکی هم مرد بعدا. از این حوادث توی ایران زیاد اتفاق می افته ولی آخه چه طور؟ چرا باید این طوری بشه؟
جواب خانواده هاشون رو چی میدند؟ میگن بیایید ببینید این پسرتون هست که تیکه تیکه شده؟ آره؟ اینو باید بگن؟ آخه چرا با این همه سرعت باید حرکت میکردند اون هم توی جاده ای که نمیشناختند.؟ توی جاده ای که مرگ جزئی از ذات اون هست. خواهش میکنم از تمامی مسافرانی که به مازندران سفر میکنند. یا اصلا به هر جای ایران. همیشه قوانین رو رعایت کنید. حد اقل توی جاده هایی که نمیشناسید. اون هم جاده های مازندران که بدون هیچ علایم و تابلو و ... با پیچ های خطر ناک و محل عبور افراد و.. میرسه. مطمئنا این حادثه برای شما تاثیر زیادی نداره ولی فکر این که چه جوری عضوی از خانواده ی خود رو از دست بدید چه حالی داره. اون جاست که آرزو میکنید خودتون هم با اون برین. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 9:7 | لینک ثابت |
|