|
|
| سلام سلام
امروز چند تا عکس از یه جهانگرد ایرلندی براتون میزارم که با دوچرخه به
کافی نت من اومده بود!
تا آنجایی که من فهمیدم فقط سه یا چهار کلمه میتوانست به زبان
فارسی صحبت کند. برای همین به زبان انگلیسی که هر دو مان بلد بودیم صحبت می کردیم.
حتی برای او یه فنجان چای تازه دم از سفره خانه بقل دستیمون سفارش دادم (کلبه ی یاران). کلی هم
تشکر کرد.
این جهانگرد تا حالا به ۴۵ کشور جهان با دوچرخه
مسافرت کرده است و به من گفته که ایران بهترین کشوری است که تا به حال دیده است.
حتی از مردم مهربان ایران هم تعریف کرد که هر کجا که او را می دیدند به زبان
انگلیسی به او سلام می کنند در حالی که در کشور های دیگر بی تفاوت از کنار او می
گذشتند.
 
من از این جهان گرد خواستم جلمه ای را در مورد ایران بنویسد
تا یادگاری از او داشته باشم! اول کلمه ی Friendly را روی کاغذ نوشت و گفت
"Iran is ,Very ,Very,Very Friendly" سه تا خط هم به نشانه ی تاکید زیر این کلمه
کشید و بعد جملاتش رو به صورت زیر نوشت!آخر هم آرم خودش رو به شکلی که می بینید
کشید. برای بزرگتر شدن عکس روی آن کلیک کنید.

همیشه به ایرانی بودنم افتخار می کنم!
برای ورود به
وبلاگ این جهانگرد دوچرخه سوار کلیک کنید نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 19:30 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| باعرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بازدید کنندگان گرامی.
مطمئن هستیم که به هیچ ترفندی نمیتوانیم شما را وادار کنیم تا نظرات خود را از طریق لینک پایین پست برای ما بفرستید بنابراین اگر دوست دارید نظر دهید و یا این وبلاگ رانگاه نکنید!
اما اگر مشتاق دیدن مطالب این وبلاگ هستید:
هروقت یه سری از عکس ها رو برای تماشا توی وب میزارم! خیلی هاحرصشون در می یاد! مثلا این رحمان ما که فقط بلده نق بزنه! ایندفعه یه سری عکس ازمکان ها دیدنی و تفریحی ایزدشهر میزارم.
این عکس ها از هتل مروارید هستش!
عکس ها هم مربوط به استخر و سونا بهارنارنج می باشد.عکس اول مربوط به ورودی نارنجستان می باشد.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 11:9 | لینک ثابت |
|
|
|
|
|
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 20:50 | لینک ثابت |
|
|
|
|
|
.jpg)
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت 12:44 | لینک ثابت |
|
|
|
|

(تو این عکس یه سوتی داده شده..جدی نگیرید )
(عکسهای ارسالی از کامران.ت)
نوشته شده توسط
izadshahrboy در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 11:3 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوباره محرم آمد و دوباره لباس های مشکی خود را به تن میکنیم. یک سال گذشته است گویی همین دیروز بود. با خود بی اندیشیم که در این مدت چه کرده ایم؟! آیا توانسته ایم کاری کنیم که دل حسین را شادکنیم؟!
در تاریخ کشور ما هر زمان که حکومت به ادیان نزدیک می شد دوره ای از شکوفایی و رشد را پیش رو داشتیم حتی از زمان پرستش اهورا مزدا در زمان پادشاهی کوروش کبیر تا به حال! اکنون نیز ما مدیون دین اسلام هستیم که با این همه مبارزه و تحریم علیه ما هنوز به زانو درنیامده ایم و روز به روز بر قدرت ما افزوده میشود.اگر کمی به سخن رهبر عزیزمان فکر کنیم " محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است" و کمی هم به تاریخ معاصر خود نگاه کنیم واقعا به معنای واقعی این سخن ارزشمند امام پی میبریم! کاش همیشه حسینی فکر میکردیم تا بتوانیم عظمت واقعی کشورمان را ببینیم.!! کاش حسین نور جوانمردی و شهادت رادر دلمان بیشتر کندتا بتوانیم غرور ایرانی رابه پا داریم!

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 12:57 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام.اول از همه نگید که اینها فقط عکس دوستاشون رو میزارند توی وبلاگ!! نه هر کی عکسش رو بفرسته میزاریم! خوب ما که عکس شما رو نداریم؟! شما بفرستید از اینجا!
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 18:30 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام سلام.
میدونم همکار عزیزم یه پست درمورد برف اومدن توی ایزدشهرنوشت ولی من دلم نیومد ننویسم!
بعد از ۱۵ سال برف اومد! حالا بگذریم آب شهر از صبح تا الا که ساعت نزدیک ۱۰ شب هست قطع شده ولی شادی که ما داریم این که جلوش باید بوق بزنه! من که امروز کولاک کردم با بچه ها فقط آدم برفی میساختیم! البته بازار تصادقات هم گرم بود! خدا رو شکر جزئی بودند. من که اصلا نمیدونم چی بنویسم. فقط میگم عکس ها رو حال کنید! خدا کنه سال بعد هم همین طور باشه چون خیلی توی روحیه ی مردم تاثیر داره . از پیر گرفته تا جوون! همه شاد بودند! از این مسئله بگذریم من توی یکی از این پست ها میخواستم از شهردار زحمت کشمون آقای توکلی به خاطر زحماتشون تشکر و قدر دانی کنم! البته از طرف خودمو تمامی برو بچه های محل!عکس ها رو ببینید. بقیش هم توی ادامه ی مطلب هست.
ادامه ی مطلب رو نگاه کنید!!
ادامه مطلب... نوشته شده توسط
مسعود بینایی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 22:2 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
اولین برف بعد از ۱۵ سال در شهر ما باریدن گرفت وای خدا جون چه برفیم میزنه ببینین عکسارو
خودتون قضاوت کنین بزرگترین ادم برفی ایزدشهر نوشته شده توسط
izadshahrboy در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 12:7 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| این مسابقات فوتبال هم تموم شد، توی فینال خیلی ها اومدند از جمله آقای ناطق نوری (نماینده مجلس مردم نور و محمودآباد) و شهردار محترم ایزدشهر والبته شورای شهر که تقریبا توی تمام مسابقات حضور داشته، نمیخوام تفرقه افکنی کنم ولی یه واقعیت هست، ایزدشهر قبل از این که ایزدشهر بشه از سه قسمت تشکیل می شد،این بازی فینال بین تیم هایی بود که یکی از "سارج محله" و دیگر از "بازارسر" بود. هر چند این دو منطقه هر دو جز ایزدشهر هستند ولی از قدیم یه رقابتی بین اینها بوده که گاهی به خشونت کشیده میشد، البته نه فقط فوتبال. این بازی فینال هم بیشتر جنبه ی نمادین داشت،بازی فوق العاده ی برو بچه های ساروج محله واقعا کار دست این بازارسری ها داد من که از خوشحالی وقتی تیم محلمون برد یه متر از جام پریدم، یعنی همه پریدند. بچه های ما یک صفر عقب بودند ولی بازی خوبی میکردند تا اینکه فقط 10 ثانیه میخواست به پایان بازی گل مساوی را زدند و توی پنالتی کشی بازی رو بردند،واقعا بازی هیجان انگیزی بود،اوایل خالی بسته بودند که به تیم اول یه گوسفند جایزه میدن ولی ما که هیچی ندیدیم به جز یه جام ساده و به هفت دست شورت و پیراهن اون هم برای تیم اول، ولی همین که روی اون طرفی ها رو کم کردیم، دنیایی ارزش داشت.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:31 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| جشن نیمه ی شعبان از جشنهایی است که در آن شب تمام مسلمانان به شادی مینشینند و دعا میکنند برای ظهور آقا امام زمان. در ایزدشهر نیز همه ساله جشنی در دور میدان داخل محل برگزار میشود و هر سال پر شکوتر از سال قبل مخصوصا با برنامه های متنوع، نمایش حرکات رزمی فوق العاده و تئاتر طنز(واقعا محشره) و … مردم زیادی هم جمع شده بودند. ببخشید که عکسهای کمی گرفتم ،چون یه N70 دیگه بهتر از این که توی شب عکس نمیگیره، برای همین نشد از بیشتر جاهای مراسم عکس بگیرم.راستی الان که دارم این مطالب رو مینویسم یه چند شبی میگذره، ولی خوب کار داشتم ببخشید دیگه.

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:18 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| طبق معمول باز هم ماه مبارک رمضان از راه میرسه ، ولی فوتبالش زودتر! مسابقات جام رمضان در ایزدشهر با تیم های مختلفی از نقاط مختلف ایزدشهر مدتی است که شروع شده، البته تیم ما همین اول کاره حذف شد، تیمی که سال قبل قهرمان شد و جام رو برد، آخه توی بد گروهی افتاده بودند توی هر سه تا بازی که بچه های تیم ما انجام دادند حریفهامون حد اقل ۸ یا ۱۰ سالی از ما بزرگتر بودند و اون سه تا از برترین تیم های فوتبال جوانان ایزدشهر بودند، خوب این هم شانس هست دیگه تیم ما میانگین سنیش بالای ۱۷ نمیرفت! من موندم این فوتبال ما مگه چی هست که حاشیه هم داشته باشه. فعلا دوتا عکس از این مسابقات میزارم بعدا شاد بیشتر شد.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 9:36 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| امشب یه دو سه تا عکس از برو بچه های گل ایزدشهری از اون بچه مثبتهاش تا رقاصهاش براتون میزارم.
    نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 22:16 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام.
این عکسهایی از استقبال مردم برای نصب گلدسته بر سر در امام زاده قاسم ایزدشهر. البته جمعیتی زیادی نیومده بودند شاید ۱۰ نفر. درسته. شاید به خاطر این باشه که توی آگهی زده بودند ساعت ۱۱ صبح ولی ساعت سه و نیم آوردن گلدسته های رو. بقیش رو هم از روی عکس ببینید.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 9:12 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوباره سلام. یه چند تا عکس از فینال کشتی لوچو (کشتی های محلی) از ایزدشهر براتون گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد.این فینال کشتی ها با حضور آقای مهندس توکلی شهردار ایزدشهر برگذار شد. توی این کشتی ها به قهرمانها یه گوسفند هدیه میدن که توی عکس میتونید ببینید.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 21:37 | لینک ثابت |
|
|