|
|
|
 تاسیس کتابخانه در ایزدشهر به زودی قرار است کلنگ ساخت یک کتابخانه در زمینی به مساحت ۱۵۰۰ متر در ایزدشهر زده شود،ساخت این کتابخانه با اختصاص بودجه از طرف دولت در ایزدشهر به تصویب رسیده است.
|
|
 افتخار آفرینان ایزدشهر تکواندو کاران ایزدشهری توانستند در مسابقات تکواندو غرب استان به مقام قهرمانی دست پیدا کنند،آقایان سپهر و امیر خاکپور،سید فاضل حسینی و علی عباس پور با مربی گری مجتبی خاکپور به این مقام دست یافتند
|
| عکس ۱ |
|
عکس |
|
 یک معضل برای داشتن شهر زیبا ساختمان های نیمه کاره ای که سال ها رها شده اند نمای بسیار زشتی به شهر می دهند مخصوصا که این ساختمان ها در نزدیکی خیابان اصلی باشند،چه نهاد یا سازمانی وظیفه ی بررسی به چنین مواردی را داراست؟
عکس ۱ عکس۲ عکس ۳ عکس ۴ |
|
 طرح های عمرانی در حال اجرای شهرداری شهرداری ایزدشهر با مدیریت شهردار گرامی، جناب آقای مهندس توکلی به صورت مستمر و با پشتکار فراوان در تلاش است شهری خوب و زیبا به مردمان خوبمان تقدیم کنند،من و دوستم کامران به نمایندگی از تمام مردم ایزدشهر ازشهردار گرامی و پرسنل زحمت کش شهرداری قدر دانی به عمل می آوریم عکس1 عکس2 عکس3
|
این خبر ها توسط من و کامران جمع آوری شده، به زودی منتظر خبر های دیگر ما باشید،عکس نا محسوس من و کامران در حال جمع اوری خبر....  نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 11:44 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام
خوبین؟؟؟؟خب خدا رو شکر...خیلی وقت بود که به دلایلی خبر تو وبلاگمون نذاشته بودیم...البته خبرای خاصی هم نبودا..فقط چند مورد خیلی نا محسوس که اصلا هم تو دید نمیاد
البته خواستم تو این پست تیتر خبر ها رو بگم و تو پستای بعدی مشروح اخبارو بگم که دیدم اینطوری خیلی بی مزه میشم..پس گذاشتم هر خبر رو جدا جدا و با شرحش بنویسم اما چیزی که الان چند شبه (دو شبه اما انگاری ادامه داره)که داره اتفاق میافته و خیلی هم جذب میکنه ادمو به خودش تصادفهای شبانه ایزدشهره..الان دو شبه به طور اتفاقی و پیاپی شاهد تصادف هایی هستیم در ایزدشهر که خدا رو شکر این حادثه ها تلفات جانی به دنبال نداشت..دو شب پیش که از جایی بر میگشتم خونه دیدم اوه چقدر ادم یه جا جمعا و البته امبولانس هم ایستاده...گفتم لابد حال کسی بد شده یا خدای نکرده کسی سکته کرده..اما وقتی جلوتر رفتم دیدم بعله یه پژو ۲۰۶ نقره ای خوشگل چب کرده..اخی حیف بودا...خلاصه اینکه حضور به موقع امبولانس خیلی جالب بود برام..دمشون گرم..بگذریم بعدشم که مردم ماشینو به کمک جرثقیل از رو جاده برداشتن که همون موقع ماشین اتش نشانی شهر داری هم اومدو اسفالت رو تندی شست..واقعا خسته نباشن.انگار نه انگار که تا همین چند دقیقه پیش ماشینی چب کرده بود.
دیشب هم که داشتم میرفتم جایی دیدم ای وای یه تصادف دیگه..انگاری باید عادت کنیما..خدا خودش به خیر بگذرونه...دیگه جزئیات این تصادف رو نمیگم... واقعا این تصادفات دلیل خاصی داره یا اتفاقیه...شایدم یکی از دلایلش یک در میان روشن شدن روشنایی معابر و جادهست..الله اعلم...
عکس ۲۰۶ رو واستون میزارم...

راستی منتظر خبرهای توپمون باشین  نوشته شده توسط
izadshahrboy در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 22:26 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| پنجمین همایش نوری های مقیم تهران در روز پنجشنبه مورخ ۱۶ مهر ماه ۱۳۸۸ در سالن آمفی تئاتر هتل نارنجستان واقع در ایزدشهر برگزار شد.
این همایش به صورت هر چند ماه یک بار برگزار می شود و در این جمع صمیمی و دوستانه،بزرگان و استادان و مردان پر افتخار این شهرستان تاریخی (نور) از همه جا جمع می شوند تا ساعاتی را در کنار هم با مراسم زیبا و پرشکوه طی کنند،در این مراسم از افراد پر افتخار نیز تشکر و قدر دانی به عمل آمد، یکی از چهره های برجسته ی این مراسم حاج آقا ناطق نوری (نماینده ی مجلس) بودند که با کلام زیبای مازندرانی و لحنی دوستانه و عامیانه با هم شهریان خود سخن گفت. قابل توجه است که به عللی نتوانستیم عکسی مناسب برای شما از این مراسم بگیریم ولی به زودی عکس هایی به دستمان می رسد که در اینجا قرار خواهیم داد. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 5:11 | لینک ثابت |
|
|
|
|
وایییییییییییییییییییییییییییییییی
بچه ها این پست اصلا برنامه ریزی نشده بود، یه جور هایی در حد انفجار هست،
موزیک رپ جدید : Izadshahr Bax
این رپ جدید هست که برای ایزدشهر خونده شده و تکست و کارگردانیش با خودم بوده، این موزیک جدید هست و با موزیک های قبلی فرق داره، پس فکرنکنید تکراری هست چون از امروز دارم تکثیرش می کنم، یعنی قبل از این نبوده که کسی گوش داده باشه، در مورد این رپ هم باید بگم که توسط یه سری بچه های ایزدشهر خونده شده ولی چون متعلق به کل ایزدشهر هست،اسم این خواننده ها لو داده نمیشود .
توی این موزیک رپ کمی در مورد ایزدشهر و مناطقش و بچه های باحالش گفته شده، نسبت به موزیک قبلی که اون هم مدیریتش با من بود خیلی بهتر شده،یه کم کل کل هم داره، که زیاد به دل نگیرید، در ضمن توی این رپ از آقای مهندس توکلی شهردار ایزدشهر نیز به گونه ای تقدیر شده است:" کردیم تو ایران ما هاتلاءلو یی *** اینو هستیم مدیون آقای توکلی "
قسمتی از تکست این موزیک رپ رو توی ادامه ی مطلب میزارم،
برای دانلود این آهنگ رپ کلیک کنید
(بعد کلیک روی لینک بالا یه صفحه ای باز میشه،کمی صبر کنید و روی لینکClick Here To Start Download کلیک کنید تا دانلود بشه)
ادامه مطلب... نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 12:18 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| 
این روز ها بحث داغ انتخاباتی در محافل کوچک و بزرگ دیده می شود. هر کس نامزد انتخاباتی مورد نظر خود را ستایش می کند بعضی ها هم از چند نامزد تعریف و خوش گویی می کنند و خیلی ها هم همه را آش خور یه دیگ میدونند و با هیچ کدومشون رابطه ی خوبی ندارند ولی مهم ترین چیز که این روزها مطرح می باشد رای دادن یا ندادن آن است.
بعضی ها به دلایل مختلف رای نمی دهند و حتی دیگران را نیز تشویق می کنند که رای ندهند.روی این مطلب به این گونه افراد است.
در دنیای آشفته ی امروز مطمئنان هیچ کشوری به چیزی فکر نمی کند جز منافع کشور خودش و ایران نیز جز این به چیزی فکر نمی کند ولی استراتژی مدرن ایران در دسترسی به این امر برای تمام روشنفکران واضح و آگاه هست .ولی با این وجود یک سری از مشکلات مسائل که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی تحریمات کشور های اروپایی و آمریکایی رخ داده است به علاوه ی بعضی کم کاری های مسئولان دولتی چهره ی بدی را از فعالیت های دولت را برای مردم به نمایش گذاشته است و دولت ایران هم چیزی نیست به جز مردم آن و یعنی خود ما! پس کسی به جز ما نخواهد توانست که ایران را به اوج افتخار برساند.من خانواده ای رو مثال میزنم. فرض کنید یک جوان با خانواده اش مشکل پیدا کرده! و رابطه ی خوبی با اعضای خانواده ندارد,ولی هیچ وقت دشمن خانواده اش نمی شود و آن را نابود نمی کند و حتی بعضی اوقات کمک هم می کند و یا نمی گذارد کسی به حریم خانوادگی آن ها تجاوز کند. ایران نیز همانند خانواده ی ماست.با انتخاب یک رئیس جمهور مناسب و لایق می توانیم به ایران شکوه و اعتبار هدیه دهیم.
قابل توجه علاقه مندان به سبک رپ : به احتمال زیاد موزیک رپ هیچکس به نام "با هم" که در مورد ایران خونده رو گوش داده اید. اگر هم گوش نداده اید من قسمتی از تکست این رپ را برای شما می نویسم تا بفهمید ایران باید توسط مردم ایران ساخته بشه نه کس دیگری:
بیایید با هم دیگه تشکیل یک کوه بدیم
به این پرچم سه رنگ ما یه روح بدیم
بیا پرچمو ببریم قله دست به دست
باید هر چی مانع هست با دست شکست
حالا انتخاب چیه؟ حق ماست!
نمی خواهیم بزاریم بیاد بالا هر کی خواست
من از بد و بدتر, انتخابم بدِ
این نظر من بود حالا خوبه یا که بده
من رای می دهم چون ایرانی هستم.تصمیم با خود شماست.
راستی دلم نیومد این دو تا آهنگ زیبا در مورد ایران رو اینجا برای دانلود نگذارم.برای دانلود موزیک ها روی آنها کلیک کند و در صفحات باز شده روی عبارت Click here to Download this File کلیک کنید.
موزیک اول از رپری هست به نام"رجز" و دکلمه این آهنگ توسط "یاس" خونده شده! این موزیک با یه سبک کو بنده واقعا ترکونده. اگه این موزیک رو گوش نکنید نصف عمرتون بر فناست! برای دانلود این موزیک اینجا کلیک کنید.برای مشاهده ی تکست این موزیک روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.
موزیک دوم از" هیچکس" هست که قسمتی از تکست اون رو در بالا برای شما نوشتم. برای دانلود اینجا کلیک کنید.
ادامه مطلب... نوشته شده توسط
مسعود بینایی در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 10:5 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| کتی دیار بر یاد مانده عنوان کتابی است در مورد ایزدشهر که به تازگی منتشر شده است.
در این کتاب به معرفی شهر تاریخی و از بین رفته ی کتی یا اشاره دارد! افراد مسن حتما نام کتی یا را از بزرگتر های خود شنیده اند، شهر متمدنی که بر اثر حوادث طبیعی از بین رفت و افراد باقی مانده ........
در این کتاب علاوه بر سرگذشت و تاریخ کتی یا ، یک سری از ضرب المثل ها و مطالبی جالب در مورد بازی های محلی نیز به چشم میخورد.
این کتاب توسط استاد قوام الدین بینایی تالیف شده و طرح جلد آن نیز توسط خودم طراحی شده.
برای تهیه ی این کتاب میتوانید به نشر و چاپ کوثر مراجعه نمایید.
(ایزدشهر-جنب داروخانه دکتر ولی زاده-نشر و چاپ کوثر)
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 11:38 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| شهردار ايزدشهر به عنوان شهردار نمونه استان مازندران و شهرداري ايزدشهر به عنوان دستگاه اجرايي برتر استان در عرصه تكريم ارباب رجوع و ارائه خدمات صادقانه به شهروندان در سال 1387 انتخاب و لوح تقدير نيز به شهردار از سوي استاندار محترم مازندران اهدا شد.
میتوانید عکس این لوح تقدیر را در اینجا ببینید.
منبع: سایت شهرداری ایزدشهر نوشته شده توسط
مسعود بینایی در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 ساعت 23:2 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام به همه ی شما.
میخوام سایت جدید خودم را به شما معرفی کنم. بعد سایت قبلیم هیچ وقت فکر نمیکردم برم دنبال یه سایت دیگه ولی دیدم نمیتونم طراحی رو کنار بزارم. این آدرس سایت جدید من هستش که شما میتونید توی اون قالب های وبلاگ برای وبلاگ خودتون انتخاب کنید.
www.yas-theme.com نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 11:19 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز مثل هر سال نسیم محرم در حال عبور است و وای بر کسانی که این ماه گران قدر را همانند ماه های دیگر بپندارند! وای بر کسانی که بدون توجه به محرم این ماه را پشت سر می گذارند و وای بر حال کسانی که فقط به ظاهر محرم توجه کنند و تقلید کور کورانه انجام دهند(همانند عزاداری نا خالصانه).
خوشا به حال کسانی که به عمق وجود محرم توجه می کنند و حسین و حسینیان را از اعماق وجود درک می کنند و میفهمند که روز عاشورا هنوز به اتمام نرسیده و ما نیز ادامه دهنده ی راه امامان هستیم!
ما نیز ادامه دهنده ی راه سید الشهدا هستیم ولی نه با تیغ و شمشیر، بلکه با فکر و اندیشه،....
این روز ها ایزدشهر نیز رنگ و بویی دیگر دارد، به امید این که روزی تمام مردم بفهمند که محرم فقط عزاداری و گریه کردن نیست، بلکه فرصتی است برای شناخت خود و در نتیجه شناختن خداوند بزرگ و مهربان.

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 11:0 | لینک ثابت |
|
|
|
|
سلام خدمت همه مردم ایران و دنیا مخصوصا همشهریای خوبمون
راستش خبرایی به گوش ما رسید که کمی ما رو بخنده انداخت(البته منو و بعضیای دیگه)
بعضی ها هم خوش باورن مثل بعضی ها ب
گذریم و اما خبر:
گویند نوزادی اندر بیمارستان یک شهر(امل یا رشت یا جای دیگر هنوز علمای نقال به اتفاق نظر نرسیدن)تولد یافت(مونث یا مذکر این نیز ندانیم) که بسیار خاص میبود.پرستار بازیگوش چون این نوزاد حمل کردی در اغوش بردی (به کجا داشت میبرد نمیدونیما)ناگهان این نوزاد زبان باز نمودی شیرین زبانی کردی گفتی در تاریخ ۲۵ دی ماه برفی سخت ببارد همچون سنگ سخت و همچون تخم مرغ بزرگ و البته قرمز رمگ..پرستار چو این وضع بدیدی و این سخن بشنیدی دچار وحشت شدی نوزاد ببر زمین بیانداختی و نوزاد بمردی(اخه ی بیچاره بچهه)
و اکنونه گویند ان زن در زندان بودی تا روز معن فرا رسد تا بینند اتفاق افتادی تا ازادش کنند ور نه بووووووووووووووووووووووم
بله این بود خبر(شایعه)که ما شنیدیم
*********************برداشت ازاد**********************
نظر جمعی از دوستان: میگن زده بچه رو کشته بهونه نداشته از خودش چرت و پرت ساخت نوشته شده توسط
izadshahrboy در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 0:51 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام.
چند روزی سیستمم یه ویروس جدید گرفته! اسم فایلش in9.exe هست!حدودا یه هفته هست که تکثیر شده! هنوز هم هیچ سایت فارسی زبان اسم این ویروس رو ثبت نکرده! حتی تعداد سایت های خارجی هم انگشت شماره که تونستند اینویروس رومعرفی کنند! این ویروس سرعت سیستم رو خیلی پایینمیاره! باتغییر ویندوز هم از بین نمیره!چون خودش رو توی همه ی درایو ها کوپی میکنه و مخفی نیز هست!بدوننرم افزار های خاص نمیتونید اون رو ببینیدچه برسه از بین ببرید! بدبختانه تعداد انتی ویروس هایی که اون رو شناسایی میکنند بیشتر از سه تا نیست.nod32 & Avast و یکی دیگه که هنوز اسمش رو نمیدونم! اسم این آنتی ویروس هارو از توی یه سایت خارجی گرفتم!درضمن حتما بایدآخرین آپدیت این آنتی ویروسها توی این هفته باشه تا اونرو پیداکنه! البته من که هنوز نتونستم اون رو پاک کنم!با این سرعت اینترنت آپدیت هم نکنیم نمیشه!( باز داره بحث ها سیاسی میشه!!)
در هر صورتاین ویروس علاوه بر اینکه سرعت سیستمتون رو تا حدی پایین میاره که مدیا پلیر سیستمتون بازنمیشه!
توی بعضی وقت هاهم درایو ها رو می بنده! و هنگامیکه روی درایو کلیک میکنید! ارور معروف به DosntSent رو میده!
چند تا کرم دیگه هم میریزه! ولی من عشق این ویروس هام!
تا روزی که ویروسها بردنیای سایبر حکم فرمانی کنند خدا حافظ نوشته شده توسط
مسعود بینایی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 19:32 | لینک ثابت |
|
|
|
|
|
با عرض پوزش ، این مطلب دیگر قابل دسترس نیست
دست نوشته های یک دانشجوی دانشگاه نیما
www.Nimau.blogfa.com
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه یکم آذر 1387 ساعت 10:48 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| با عرض سلام خدمت شما دوستان! اگر از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستید! حتما یه پست جنجالی ما رو به خاطر دارید که کل موضوعش فقط در مورد یه شکستگی توی آسفالت یکی از جاده های ایزدشهر بود که گویا لوله ی آب شکسته بود! و پس از یک ماه هیچکی به این موضوع رسیدگی نمیکرد، بگذریم که چه قدر آب اینجا هدر رفت(فکر کنم به اندازه ی صرفه جویی یه ماه کل مردم ایزدشهر). پس از کلی پی گیری و اینور اونور رفتن بالاخره شهرداری محترم ما یه روزه مشکل رو حل کردن! جالبه بدونید با این که دوباره آسفالت کردند و پس از چند ماه دوباره آب نشت کرده و آسفالت فرو رفته و کلی سنگ ریزه زده بیرون و از همه مهم تر کلی آب هم همین جوری داره هدر میره! ایندفعه از اداره ی آب و فاضلاب ایزدشهر که دفعه ی قبل ما رو کلی تو زحمت انداختند خواهش میکنیم که هر چه زود تر این مساله رو حل کنند. تا دوباره زحمت شهرداری محترم ما زیاد نشه! لطفا.
 نوشته شده توسط
مسعود بینایی در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 20:17 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوستان خوبم نمیدونم موزیک رپ ایزدشهر رو گوش دادین یا نه! اگه نه که میتونید از لینک زیر دانلود کنید.
http://falconer.persiangig.com/izadshahr/Izadshahr.mp3
اما ما دوباره میخواهیم یه موزیک رپ جدید بسازیم! خواننده ی این رپ و موزیک قبلی یه گروهی هست به اسم Gods West(خدایان غرب). که از برو بچه های غرب ایران هستند. صداشون تک هستش! ولی این دفعه ما خودمون میخواهیم متن رپ رو بدیم اونها بخونند! علاقه مندانی که میتونند متن مناسب و زیبا و بدور از هر گونه توهین و بی احترامی برای رپ ایزدشهر بنویسند ما منتظرشون هستیم.
از فرد یا افرادی که متن آنها (حتی اگر کم باشد یا قسمتی از تمام متن) مورد قبول باشد در موزیک نام برده میشود. توی بخش نظرات همین جا متن رپ رو بفرستید(اگه دوست داشتید به صورت خصوصی بفرستید).منتظر هستیم. نام خودتان هم فراموش نشود. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 22:7 | لینک ثابت |
|
|
|
|
عیدتون مبارک
صد سال به این سالها
ببخشید سرمون شلوغ بود وقت نشد زودتر خدمت برسیم 
راستی از زحمات شهر دار و پرسنل محترم شهر دار هم تشکر میکنیم خیلی خیلی ممنون بابت همه زحماتتون
راستی اقای شهردار منتظر گاهشمار ۸۷ و عملکرد ۸۶بودیما  نوشته شده توسط
izadshahrboy در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 1:46 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام به همه ی شما عزیزان.
سایت ایزدشهر سیتی رو بالاخره افتتاح کردیم. البته بخشهاش کامل نیست و بیشتر فقط رو صفحه اول کار کردیم. منتظر هر گونه نظر شما در نظرات همین پست وبلاگ هم هستیم.
اگر هم قصد همکاری دارید ما رو خوشحال کردیم.
فقط ایزدشهر ( اُ تی دا )
www.izadshahrcity.com
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 19:36 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| با عرض سلام و خسته نباشی خدمت شما همشهریان عزیز.
امروز شاهد مسابقات دو همگانی در ایزدشهر به همت مرکز پایگاه مقاومت بسیج حضرت ابراهیم سارج محله و همکاری شورای ورزشی ایزدشهر بودیم! واقعا مسابقه ی جذابی بود و من شخصا خودم شرکت کردم!البته قول دادند که از این به بعد در هر ماه دو بار شاهد این مسابقات باشیم.
این حرکت می تواند بسیار مفید واقع شود! توجه جوانان به ورزش یکی از مسائلی است که همواره مورد بحث و گفت و گو قرار دارد . چرا که میتواند آنها را از بسیاری از موانع اجتماعی دور کند! و مسابقات همگانی می تواند بهترین راه حل برای جذب جوانان به ورزش باشد!
اگر رشته هایی دیگر نیز به این مسابقات اضافه شود به نظر من بیشتر مفید واقع می شود. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 15:43 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوباره محرم آمد و دوباره لباس های مشکی خود را به تن میکنیم. یک سال گذشته است گویی همین دیروز بود. با خود بی اندیشیم که در این مدت چه کرده ایم؟! آیا توانسته ایم کاری کنیم که دل حسین را شادکنیم؟!
در تاریخ کشور ما هر زمان که حکومت به ادیان نزدیک می شد دوره ای از شکوفایی و رشد را پیش رو داشتیم حتی از زمان پرستش اهورا مزدا در زمان پادشاهی کوروش کبیر تا به حال! اکنون نیز ما مدیون دین اسلام هستیم که با این همه مبارزه و تحریم علیه ما هنوز به زانو درنیامده ایم و روز به روز بر قدرت ما افزوده میشود.اگر کمی به سخن رهبر عزیزمان فکر کنیم " محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است" و کمی هم به تاریخ معاصر خود نگاه کنیم واقعا به معنای واقعی این سخن ارزشمند امام پی میبریم! کاش همیشه حسینی فکر میکردیم تا بتوانیم عظمت واقعی کشورمان را ببینیم.!! کاش حسین نور جوانمردی و شهادت رادر دلمان بیشتر کندتا بتوانیم غرور ایرانی رابه پا داریم!

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 12:57 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
اولین برف بعد از ۱۵ سال در شهر ما باریدن گرفت وای خدا جون چه برفیم میزنه ببینین عکسارو
خودتون قضاوت کنین بزرگترین ادم برفی ایزدشهر نوشته شده توسط
izadshahrboy در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 12:7 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| عکس زیر ۳۰ تا ۴۰ متری دهانه ی رودخانه ی کنار آموزش و پرورش شهرستان نور هست! همان طورکه میبینید در حال اعمال تغییراتی در رودخانه هستند!من قضاوتی نمی کنم ولی از وقتی که دردبیرستان کنار این رودخانه ثبت نام کرده ام تا حالا که حدود ۴ سال هست هر چندوقت یک بار ماسه ها را جمع آوری و توسط کامیون ها به مکانی منتقل میکنند. الان رودخانه خیلی فرق کرده و به بهونه ی گشاد کردن دهانه ی رودخانه وهر چی که خودشون اسم میزارند دارن حتی ماسه ی سواحل رو هم میبرند! ظاهرا هم یه دلیل منطقی و قانونی نمیشه آورد که چرا چند سال هست همیشه دارند ماسه میگیرندو میبرند؟؟! ولی از یه چیز مطمئنم و اون این هست که اینها که این کار رو میکنند مجوزدارندومهم تر این که تجربم نشون داده برای بهبود وضع رودخانه اینکار رونمیکنند.

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 22:52 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| جشن پایان بیسوادی در نور با حضور قائم مقام نهصت سواد آموزی کشور و فرماندار محترم مازندران در تاریخ ۱۰/۸/۸۶ برگزار میگردد.از علاقه مندان برای حضور دعوت به عمل می آید. البته من تا همین جاش اطلاع دارم مکان دقیقش دیگه به عهده ی خودتون. اگه پیدا کردین به من بگید.اگه عکس هم داشتم توی همین پست بعدا میزارم. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 22:38 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| این سهمیه بندی سوخت با این که با اعتراضات زیادی روبرو شد ولی حد اقل یکی از پیامدهای مثبت کوتاه مدتش رو دیدیم! یه دزد بیچاره ای که ماشینی رو دزدیده بود دیروز توی محلمون بنزین تموم کرد و ماشین رو ول کرد به امون خدا و رفت . مردم هم که از دیدن این ماشین که بدجور پارک شده بود و درهاش هم باز بود کمی مشکوک شدند و سریعا با کلانتری محل تماس گرفتند! اونها هم وقتی اومدند به این نتیجه ای که بالا گفتم رسیدند که این ماشین دزدی بود و بنزین تموم کرده بود.خوب این هم یه نوعش هست ولی باز خوشبه حال دزده چون لا اقل ضبط ماشین رو برداشته بود. برای دیدن عکس ها هم روز ادامه ی مطلب کلیک کنید. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 17:20 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام
ایزدشهر دبیرستان نداره...قراره یه مدرسه راهنمایی بود (کاخ شاه) بگیرن بکنن دبیرستان ولی چیزی معلوم نیست.
خدا کنه یه دبیرستان بسازند که مجبور نشیم این همه راه بریم تا محمودآباد و نور! ایزدشهر هم که ادم خیر ما شا الله زیاد داره. نوشته شده توسط
izadshahrboy در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 21:27 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| سلام همشهریان گرامی. راستش برای بهبود وبلاگ و کار آیی بیشتر وبلاگمون.سعی میکنیم انقلابی در وبلاگمون ایجاد کنیمَ برای همین بعضی از مطالب کمی انتقادی رو حذف کردیم . واقعا این طوری بهتره چون معلوم نیست این مطالب که معلوم نیست راست باشند یا دروغ ارزش نوشتن رو داشته باشه ولی این دفعه میخواهیم وبلاگی با موضوعات بهتر و ارزشمند تر برای شما داشته باشیم. امیدوارم همیشه وبلاگ ما را مطالعه کنید! با تشکر از شهرداری که این نکته را برای ما گوش زد کردند و تشکر بیشتر از اداره ی اطلاعات استان مازندران.
فعلا بای. راستی یه چند روزی هم مطلب نداریم. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 11:21 | لینک ثابت |
|
|
|
|
|
جنگل ایزدشهر یه جنگل توپه..این که حرفی توش نیست(اگه کسی حرفی داره تو بخش نظرات بگه)
و اما این جنگل جهت تردد(با وسیله نقلیه) تنها یه راه داره و اون هم خیابان شعبان اباد خودمون هستش. البته این راه تا همون بخش مسکونیش اسفالتس بقیه راه هم که میدونین چه جوریه اگه نمیدونین خوب برین ببینین.هم فال هم تماشا
و اما
از قرار معلوم اقای شهردار بهمراه ملازمان یه نقشه واسه این جنگل کشیدن که همین جوری به امون خدا نمونه.قرار شده بگیرن این جاده(شعبان اباد)رو بگیرن عریض کنن و راه رو تا اخرش اسفالت کنن و کلی برسن به جنگل بکننش پارک جنگلی (البته تا چند سال دیگه ؟؟؟هنوز در دست پیگیریه )ولی یه مشکلی اینجا هست....ما فقط یه جا واسه خلوت کردن و خندیدن و تفریح داشتیم که اونم ظاهرا دارن ازم میگیرن.میشه محل تفریح تهرانیا و مسافران محترم از سراسر کشور حالا ما این وسط چی؟؟؟
توضیحات:به دلیل نداشتن عکس از جنگل خودمون و اینکه نمیخوایم عکس الکی بزاریم تو وبلاگ من عکسی رو که گذاشته بودم رو برداشتم نوشته شده توسط
izadshahrboy در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 11:24 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| این مسابقات فوتبال هم تموم شد، توی فینال خیلی ها اومدند از جمله آقای ناطق نوری (نماینده مجلس مردم نور و محمودآباد) و شهردار محترم ایزدشهر والبته شورای شهر که تقریبا توی تمام مسابقات حضور داشته، نمیخوام تفرقه افکنی کنم ولی یه واقعیت هست، ایزدشهر قبل از این که ایزدشهر بشه از سه قسمت تشکیل می شد،این بازی فینال بین تیم هایی بود که یکی از "سارج محله" و دیگر از "بازارسر" بود. هر چند این دو منطقه هر دو جز ایزدشهر هستند ولی از قدیم یه رقابتی بین اینها بوده که گاهی به خشونت کشیده میشد، البته نه فقط فوتبال. این بازی فینال هم بیشتر جنبه ی نمادین داشت،بازی فوق العاده ی برو بچه های ساروج محله واقعا کار دست این بازارسری ها داد من که از خوشحالی وقتی تیم محلمون برد یه متر از جام پریدم، یعنی همه پریدند. بچه های ما یک صفر عقب بودند ولی بازی خوبی میکردند تا اینکه فقط 10 ثانیه میخواست به پایان بازی گل مساوی را زدند و توی پنالتی کشی بازی رو بردند،واقعا بازی هیجان انگیزی بود،اوایل خالی بسته بودند که به تیم اول یه گوسفند جایزه میدن ولی ما که هیچی ندیدیم به جز یه جام ساده و به هفت دست شورت و پیراهن اون هم برای تیم اول، ولی همین که روی اون طرفی ها رو کم کردیم، دنیایی ارزش داشت.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:31 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| جشن نیمه ی شعبان از جشنهایی است که در آن شب تمام مسلمانان به شادی مینشینند و دعا میکنند برای ظهور آقا امام زمان. در ایزدشهر نیز همه ساله جشنی در دور میدان داخل محل برگزار میشود و هر سال پر شکوتر از سال قبل مخصوصا با برنامه های متنوع، نمایش حرکات رزمی فوق العاده و تئاتر طنز(واقعا محشره) و … مردم زیادی هم جمع شده بودند. ببخشید که عکسهای کمی گرفتم ،چون یه N70 دیگه بهتر از این که توی شب عکس نمیگیره، برای همین نشد از بیشتر جاهای مراسم عکس بگیرم.راستی الان که دارم این مطالب رو مینویسم یه چند شبی میگذره، ولی خوب کار داشتم ببخشید دیگه.

نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:18 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| طبق معمول باز هم ماه مبارک رمضان از راه میرسه ، ولی فوتبالش زودتر! مسابقات جام رمضان در ایزدشهر با تیم های مختلفی از نقاط مختلف ایزدشهر مدتی است که شروع شده، البته تیم ما همین اول کاره حذف شد، تیمی که سال قبل قهرمان شد و جام رو برد، آخه توی بد گروهی افتاده بودند توی هر سه تا بازی که بچه های تیم ما انجام دادند حریفهامون حد اقل ۸ یا ۱۰ سالی از ما بزرگتر بودند و اون سه تا از برترین تیم های فوتبال جوانان ایزدشهر بودند، خوب این هم شانس هست دیگه تیم ما میانگین سنیش بالای ۱۷ نمیرفت! من موندم این فوتبال ما مگه چی هست که حاشیه هم داشته باشه. فعلا دوتا عکس از این مسابقات میزارم بعدا شاد بیشتر شد.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 9:36 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوباره سلام. یه چند تا عکس از فینال کشتی لوچو (کشتی های محلی) از ایزدشهر براتون گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد.این فینال کشتی ها با حضور آقای مهندس توکلی شهردار ایزدشهر برگذار شد. توی این کشتی ها به قهرمانها یه گوسفند هدیه میدن که توی عکس میتونید ببینید.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 21:37 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| این خبری که میدم نه طنز هست و نه شوخی ...
امروز جمعه ۸تیر ۱۳۸۶
دیشب حدود ساعت ۱۲، صدای هولناکی برخواست و برق رفت. سریعا به خارج از خانه رفتم تا ببینم مسئله از چه قرار است،ولی قبل از آن که چیزی ببینم حدس میزدم چه اتفاقی افتاده. درست بود.یه ماشین ۲۰۶ با سرعتی بسیار بالا از جاده منحرف میشه و میخوره به تیر برق و . . .
من شخصا جلو نرفتم و از دور صحنه رو میدیدم. چون دفعه ی اول نبود که توی اون قسمت تصادف میشد.دفعه ی دوم و سوم و حتی چهارم هم نبود. سه تا سرنشین داشت. سه تا جوان که مسافر بودند و از استان دیگه ای اومده بودند. ولی...
ولی دو نفرشون مردند توی این حادثه بعضی ها هم میگن که اون یکی هم مرد بعدا. از این حوادث توی ایران زیاد اتفاق می افته ولی آخه چه طور؟ چرا باید این طوری بشه؟
جواب خانواده هاشون رو چی میدند؟ میگن بیایید ببینید این پسرتون هست که تیکه تیکه شده؟ آره؟ اینو باید بگن؟ آخه چرا با این همه سرعت باید حرکت میکردند اون هم توی جاده ای که نمیشناختند.؟ توی جاده ای که مرگ جزئی از ذات اون هست. خواهش میکنم از تمامی مسافرانی که به مازندران سفر میکنند. یا اصلا به هر جای ایران. همیشه قوانین رو رعایت کنید. حد اقل توی جاده هایی که نمیشناسید. اون هم جاده های مازندران که بدون هیچ علایم و تابلو و ... با پیچ های خطر ناک و محل عبور افراد و.. میرسه. مطمئنا این حادثه برای شما تاثیر زیادی نداره ولی فکر این که چه جوری عضوی از خانواده ی خود رو از دست بدید چه حالی داره. اون جاست که آرزو میکنید خودتون هم با اون برین. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 9:7 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| امروز هم دو تا خبر دارم.
یکی در مورد اون مطبوعاتی که تازه توی ایزدشهر باز شده!! تا اونجایی که من میدونم اونجا روزنامه های کثیر النتشار رو میفروشند ولی یه نکته ی دیگه این که تا ساعت 10 بسته هستش البته من این یک هفته رو میگم شاید از هفته های بعد زودتر باز کنه. (ولی شاید هم طرف دو تا شغل داره فقط بعد از ظهرها باز میکنه.) در هر صورت من موندم چه جوری روزنامه های کثیر النتشار رو صبح ها براش میارن؟یا چه طوری سریع به رسونه دست مردم؟؟! از این بگذریم، چون این دور و برهای شهرداری و محل ما همین یه مطبوعاتی هستش و چون حق انحصاری داره و رقیبی نداره؛کلا آزاد هستش.
نکته ی دوم دلچسب تر هستش،
اخیرا شهرداری اعلامیه هایی پخش کرده که چند تا از حقوق شهروندی و قوانین رو برای مردم یاد آور شده که کاری کاملا درست است و من هم شدیدا بر آن تاکید دارم.ولی از اینجا به بعد رو بخونید. توی یه این اعلامیه ها یه جایی ذکر شده که" کسبه و مغازه داره و... نمیتونند تابلو های تبلیغاتی خود را در کنار جاده ها و معابر بگزارند و در صورت مشاهده اونها رو جمع میکنند و هر گونه مسئولیتش با خود صاحب مغازه است." حالا بشنوید از شهروندان ایزدشهر! یه عده از کسبه که به دلایل کاملا امنیتی نمیتونم اسمشون رو بگم یه نامه به شهردار نوشتند که یه توضیحی مختصر در مورد متن نامه میدم. اونها نوشتند که تابلو و علایم تجاری شون جز شناسنامه ی هر مغازه است ومعرف شغل و........................
و این که نمیتونند اونها رو جمع کنند چون مغازه بدون تابلو که نمیشه! و در آخر این که یه جوری این قانون رو برای اونها تغییر بدند تا بتونند همچنین این تابلو ها رو جلوی معابر بزارند."
البته وقتی که یکی از اونها به نمایندگی از طرف بقیه داشت میرفت که نامه رو تحویل شهردار بده جلوی کوچه ی شهرداری با یکی از کارمندان شهرداری که میشناخت روبرو شد و مطلع شد که آقای شهردار تشریف ندارند و اون کارمند که دقیقانمیدونم چه سمتی داشت به اون طرف فهموند که این کار کاملا غیر مکن هست و جز قوانین و بهتره که این نامه رو به آقای شهردار نشون ندیدن! ولی امان از دست این ایزدشهری های سمج(برای نمونه خودم) اون طرف هم به حرفش پایبند بود که فردا این نامه رو به شهردار بده. دیگه از اینجا به بعدش رو نمیدونم.(اگه نامه رو بده به شهردار یه سوجه ی جالب و طنز و خنده دار برای آقای شهردار پیدا کرده و خستگی کار رو کمی از دوشش کم کرده با این کار و اگر هم که نداد به نفعش شد.
(توجه در مورد مطالب بالا مطئن باشید چون خودم شخصاً این مراحل رو مشاهده نمودم حتی متن نامه رو خوندم و شاهد بودم) حالا اگه میخوای بدونید من چی کارم که از این چیز ها خبر دارم باید بگم اگه بخواهید این وبلاگ پا برجا بمونه نمیتونم چیزی در این مورد بگم.بای.
نوشته شده توسط
مسعود بینایی در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 18:23 | لینک ثابت |
|
|
|
|
| دوباره سلام....
یه چند تا جمله ی تقریبا کوتاه امروز براتون داشتم که اگه اجازه بدید بگم.
اول اینکه خوشحالم توی ایزدشهر هم یه مطبوعاتی کوچولو زدند که مردم برند روزنامه و مجله بخرند و سطح اطلاعات سیاسی و فرهنگی و علمی شون رو ببرند بالا(البته اگه بخرند).در ضمن من خودم یه سری زدم و دیدم، ولی دو تا چیز نظرم رو جلب کرد، یکی اینکه از بین اون همه مجله(به جز روزنامه) فقط تونستم یه مجله در مورد فناوری و اطلاعات پیدا کنم که ۹۰درصدش مربوط به قیمت سخت افزار ها بود و نه چیز دیگه. دوم این که بیشتر مردم که اونجا جمع میشند برای خرید مجله و روزنامه نمیرند بلکه برای خوندنش میرند!!!
جمله ی بعدی هم این که حالا که تابستون شروع شده و همه ی بچه ها هم مثل همیشه بیکار و ول معتل میشند چی کار باید بکنند؟ اگه بگم ایزدشهر زمین بازی نداره دروغ گفتم چون دو یا سه تا زمین فوتبال داره ولی مشکل اینجاست که همه نمی تونند از اون ها استفاده کنند، مثلا بچه های محل ما که کنار شهرداری هم هستیم، نمیتونیم مسافت زیادی رو طی کنیم برای بازی فوتبال!البته اگه بعد از سالم رسیدن به زمین فوتبال اجازه ی ورود به ما رو بدند. بازی توی محل هم که قربون همسایه ها برم، که با دسته بیل و جارو و کلی ناسزا جواب ۵ دقیقه فوتبالمون رو هم میدند،حالا فوتبال هم نکنیم، چند نفری یه گوشه تو محل روی جدول میشینیم و گل میگیم و میخندیم، بعد میان هزار تا تهمت میزنند از سیگار کشیدن گرفته و دنبال.....(استغفر الله). آخه ما که بازی نباید بکنیم،یه گوشه هم نشینیم،مجبوریم بریم دریا شنا که فکر کنم آخرین راه حل باشه.پس ما داریم میریم آماده بشیم بریم دریا شنا! البته اگه طرح شنایی یا چیزی باشه که غرق نشیم. نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 12:44 | لینک ثابت |
|
|