X
تبلیغات
ایزدشهر - آخرین اخبار

ایزدشهر , وبلاگی برای همه

گالری تصاویر  /   آخرین اخبار  /  عناوین مطالب  /  گلچین مطالب / مطالب خواندنی

ایزدشهر

انتخابات شورای شهر خرداد 1392 در ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه هفدهم خرداد 1392 ساعت 21:26

باز این کامران دو روز چشم منو دور دید وبلاگو انتخاباتی کرد :)

جدا از شوخی امسال جو انتخابات شورای شهر تو ایزدشهر خیلی سنگینه! من 3 روزی هست که برگشتم ولی تا امروز غروب وقت نشد از خونه برم بیرون, امروز هم که رفتم یه جور هایی دهنم باز مونده بود, از ترافیکی که به خاطر خوشحالی هوادار های بعضی از کاندیدا تو خیابون راه انداخته بودند تا توهین بعضی از افراد به عکس های کاندیدا ی رقیب , راستی شنیدم حدود 30 نفر کاندیدا  داریم؟؟!, من مثل کامران و بقیه دوستام زیاد  تو این حال و هوا ها نیستم! حالا درست یا غلط قضاوتش با شما,

حالا انصافا خودمونیم, شما به کی رای میدید؟ فکر می کنید افراد مورد نظرتون صلاحیت لازم برای نشستن رو صندلی شورای شهر دارند؟

فکر می کنم دیگه دوران طایفه بازی و اینجور چیزا تموم شده , نباید به صرف اینکه چون یکی پسرخالمه یا اون دختر خالمه بهش رای بدیم! باید بشینیم و قضاوت کنیم که چه افرادی بهتر می تونند باعث پیشرفت و سربلندی ایزدشهر بشن!

برای مثال اونهایی که عکسشونو رو در و دیوار می چسبونند ( علی رغم اینکه شهرداری مکانهای مناسبی را تعبیه کرده) و از همین الان  ظاهر شهرو بهم میریزند بعد از انتخاب شدن به فکر ایزدشهر هستند؟؟


متاسفانه من روز انتخابات  ایزدشهر نیستم که بتونم رای بدم ولی حداقل از شما می خوام چند دقیقه , فقط چند دقیقه وقت بزارید برای انتخاب افراد اصلح چون ایزدشهر اونقدر ها هم بزرگ نیست و تقریبا همه کاندیدا رو میشناسند.

(جهت جلوگیری از تبلیغات عکس کاندیدا کمی محو شده)








راستی اگه من یه رو نامزد شدم چه جوری ژست بگیرم؟؟








Izadshahr On Facebook : https://www.facebook.com/Izadshahri


برچسب‌ها: ایزدشهر, انتخابات, عکس

 

پست ویژه !!! بازگشت مسعود :D          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ساعت 11:36

03/04/1391

خوب دیگه , کم کم باید برگردم سرخدمت سربازیم :( هفته ی خوبی اینجا داشتم, تا بعد بای .

راستی یه پیج کوچولو هم واسه ایزدشهر تو فیس بوک زدیم که حتما لایکش کنید

http://www.facebook.com/Izadshahri

Masoud On Facebook

 28/03/1391

برگشتم !!!! :D   الان 4 روزه که اومدم ایزدشهر , اینقدری سرم شلوغ بود وقت نکردم بیام آپ کنم  ولی  الان اومدم, هر چند تا سه روز دیگه باید برگردم ولی بازم کلی خوشحالم از ماهیگیری گرفته تا عروسی و شنا و کلا همه جا رفتم , حتی واسه استراحت هم وقت زیادی ندارم :D



 <<< بقیه عکسها در ادامه مطلب :D


 

جالب انگیز!!!          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  سه شنبه بیستم دی 1390 ساعت 23:56

سلام بچه ها...خوبین؟؟؟؟؟
زیاد نمیخوام حرف بزنم....قضاوت به عهده خودتون و اما این خبر جالب تو سایت شهرداری بود!!!!!! ***با همکاری شهرداری ایزدشهر٬ اداره راه و ترابری استان مازندران٬ شورا های روستاهای مغانده و چماسکلا٬ راه ارتباطی ایزدشهر به مغانده و شهر چمستان به طول 10 کیلومتر با انجام پروژه زیرسازی و آسفالت به زودی به بهره برداری خواهد رسید. با ترمیم این محور فاصله بین ایزدشهر و چمستان از 30 کیلومتر به 12 کیلومتر تعدیل یافته و دسترسی مردم ایزدشهر به منطقه چمستان و مردم چمستان به دریا راحت تر خواهد شد.**** اونوقت مثلا چه سودی به حال ما داره؟؟؟؟جز اینکه دیگه افراد غیر بومی خیلی راحت تر و بیشتر به شهر ما رفتو آمد میکنن و متعاقبش شلوغی..ترافیک..کثیفی بیشتر شهر...و غیره...آقایون محترم این خبر خوش باید تو سایت شهر داری چمستان میزدید نه سایت شهر ما!!!!شهر شدیم که اباد بشیم نه اینکه از شهر شدن افزایش کاذب جمعیت نصیبمون شه!!!جا اینکارا برین دبیرستانتونو بزننیو کتابخونه ای که فقط کلنگش زده شده..جا اینا برین یه چمن زن بخربن واسه زمین فوتبال تا وقتی علفاش بلند میشه گاو نیاد تو زمین بجرخه واس خودشو بعدشم ما همش بیایم جا بازی فضولات گاو جمع کنیم...یه زمین چمن نمیتونین نگه دارین میخوای بری تیم بگیری!!!!!!

 

بمب ساعتی یا مدرسه؟؟؟          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 14:28

معاون عمراني وزير آموزش و پرورش هشدار داد: 6.5ميليون متر مربع فضاي آموزشي فرسوده در حكم بمب ساعتي هستند.!

توضیحات:

بمب ساعتی؟؟خیلی ببخشیدا احتمالا توی این بمب های ساعتی که میگید کسی در حال کسب علم و دانش نیست؟؟

من یه پیشنهاد دارم, می گم کلا مدارس رو بفرستین برن زیر سازمان ارتش یا چنین جا هایی! نه که اونها  افرادمتخصصی در زمینه ی خنثی کردن بمب ساعتی دارن, شاید تونستند یه جوری جلوی این بمب  در حال انفجار را بگیرن,

این جوری با جون خیلی ها هم بازی نمیشه! یه باری هم از رو دوش شما کم میشه!

فکر خوبیه ها



 

ما رو به کشتن ندین ببر مازندران پیشکشتون!!          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه هفدهم دی 1389 ساعت 1:40

من نمیدونم چرا بعضی ها اینقدر پوست کلفتن , اینهمه تیکه که صدا و سیما و 20:30 بهشون میندازن, اینهمه ..... که مردم نثارشون می کنند ولی بازم ....

بگذریم,دلمون خوش بود 2 تا ببر میارن مازندران, ولی مثل اینکه این تهرونیها دلشون نیومد این ببر رو بیارن مازندران,نه که هوای اونجا خیلی تمیزه, واسه همین گفتن ببر هم که به هوای تمیزو جنگل عادت داره , پس همینجا بمونه بهتره!

اما اینطور که من خبر دار شدم, این آقا و خانم ببر با هم دعواشون شد و ببر ماده هم حسابی حال ببر نر رو گرفت تا جایی که ببر نر دست به خود کشی زد ولی خبر جدید تر میگی اوضاع خراب تر از این حرفاست, هر چند زندگی یه شوخی بزرگه ولی حالا جدا از شوخی مثل اینکه ببر نر یه بیماری خاص داشته!! یه بیماری به اسم مشمشه, یه بیماری خطرناک مشترک بین انسان و حیوان, واسه همین الان  این باغ وحش قرنطینه شده, میگن اگه این بیماری منتشر بشه یه وضعیت فوقالعاده حاد توی کشور به وجود میاد!...

پیشنهاد می کنم متن خبر تابناک رو از اینجا بخونید.

چی میشد کاش حد اقل یه بار این ببر رو قبل از مرگش میدیدم,


 

زنگ مدرسه در ایزدشهر با حضور مهندس توکلی شهردار محترم          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  سه شنبه بیستم مهر 1389 ساعت 12:53

دیشب رفته بودم توی سایت شهرداری و متوجه خبری شدم که جدیدا درج شده بود :

زنگ مدرسه با حضور مهندس توکلی شهردار ایزدشهر و شورای اسلامی شهر

یاد روز های اولی که به مدرسه رفتم افتادم, روزهایی که خیلی زود گذشت,چه قدر شیطون بودیم.

من و کامران که دیگه دانشگاهمون رو به اتمام هستش و بعدش دیگه خدا به دادمون برسه, ولی دلم خیلی واسه اون روز ها تنگ شده , اون روز ها که بزرگترین مشکلمون این بود که گوشه دفترم پاره نشه,و یا ترس از ننوشتن مشق شب, واقعا که ترسش هم واسمون خاطره ی شیرینیه!ولی حالا دیگه گذشته و بر نمی گرده....

راستی می خواستم از همه خوانندگان این وبلاگ تشکر کنم , حتی اونهایی که زحمت می کشن و از کردستان این وبلاگ رو می خونند, ما فقط به خاطر شما خوانندگان عزیز می نویسم و اگر نه که این مطالب ارزشی نداره...


 

آب بندان های ایزدشهر , فرصتی برای سرمایه گذاری و جذب توریست          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  شنبه هفدهم مهر 1389 ساعت 16:18

آب بندان ها  یا همان سد های خاکی یا دریاچه های کوچک مصنوعی که به منظور ذخیره ی آب کشاورزی در مناطق ما مورد استفاده قرار میگیرند می توانند به عنوان یک فرصت مورد استفاده قرار گیرند,آب بندان - ایزدشهر

امروز ایزدشهر توانسته در مدت زمان کوتاهی قدمهای بلندی را به سوی قله های موفقیت بردارد و این امر فقط در سایه ی شهردار محترم , جناب آقای توکلی و مردم آگاه به حقوق شهروندی امکان پذیر بوده و هست.

اما این بدین معنی نیست که حالا که به اینجا رسیده ایم دیگر نیازی به پیشرفت دیده نمیشود, با مطالعه و تحقیق و شناخت بیشتر موقعیت های فرهنگی و جغرافیایی ایزدشهر میتوان طرح های اقتصادی و توریستی فوق العاده ای را به اجرا گذاشت که علاوه بر در آمد های اقتصادی نوعی اشتغال زایی فصلی یا دائمی را به وجود آورد,

یکی از این موقعیت های مناسب که نسب به در آمد های آتی و اشتغال زایی که در بر خواهد داشت هزینه ی چندانی هم ندارد, سازمان دهی حداقل یکی از  آب بندان های ایزدشهر می باشد,

من به عنوان یک دانشجوی مدیریت بازرگانی نظراتی در این رابطه دارم که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد,

به نظر اینجانب مساعد ترین آب بندان برای اجرای این طرح, آب بندان موسوم به "آب بندان طالب"(کمتر از 1 کیلومتر از کوچه ی کنار شرکت تعاونی ایزدشهر رو به جنوب) می باشد,

اکثر موقعیت های شغلی که در این منطقه به وجود خواهند آمد به صورت فصلی می باشد ( فصل تعطیلات) ولی این را نیز باید مورد توجه قرار داد که همین موقعیت علاوه بر جذب توریست در فصل تعطیلات , به نوعی به آشنایی بیشتر گردشگران با ایزدشهر می باشد و این یعنی رونق و اقتصاد بیشتر شهر در همه ی فصول سال!

موقعیت های در آمد زایی و اشتغال:

+  امکان ایجاد سفره خانه سنتی و مغازه ی فروش لوازم ماهیگیری

+  در آمد های حاصل از فروش بلیط برای ماهیگیری

+ در آمد حاصل از دریافت ورودی به این منطقه(به دلیل موقعیت مناسب نیازی به حصار برای اطراف نمی باشد , چون فقط یک راه ورودی با عرض 10 متر به این آب بندان وجود دارد)

+ در آمد های حاصل از اجاره قایق پدالویی

+ اجاره ی چادر برای اقامت در شب مسافران

+  علاوه بر مشاغلی که در بالا ذکر شد اشتغال زایی برای افرادی مثل پارکبان,نگهبان,نظافت چی های محیط, باغبان و حتی مربی ماهیگیری نیز به وجود خواهد آمد,

+ مطمئنان گردشگرانی که به این منطقه می آیند از خدمات و امکانات شهر نیز استفاده خواهند کرد که موجب رشد اقتصادی خواهد شد

این طرح می تواند توسط شهرداری به مناقصه گذاشته شود و یا بخش خصوصی به صورت مستقل این کار را به عهده بگیرد,

اجاره ی این آب بندان به مدت 4 سال حدودا یک میلیون تومان خواهد بود و این یعنی یک فرصت خوب برای سرمایه گذاری,

این روز ها شهرداری ایزدشهر طرح های عمرانی زیادی را در حال اجرا دارد و بنابر این ممکن است شروع طرح های جدید کمی دشوار باشد ولی

ولی شهرداری می تواند با یک سری تحقیقات لیستی از طرح های توریستی و اشتغال زایی که امکان اجرای آن در ایزدشهر وجود دارند را معرفی کند و مانند همین طرح در اختیار عموم قرار دهد تا سرمایه گذاران مختلف به آن لیست دسترسی داشته باشند,

البته باید این مسئله را نیز در نظر گرفت که وجود قوانین نیز بسیار مهم خواهد بود,

برای مثال قانونی اتخاذ شود که اگر یک فرد قصد داشت  طرح توریستی آب بندان را به اجرا گذارد, ملزم باشد که کارکنان و خدمات مورد نیاز خود را از داخل ایزدشهر تهیه نماید و حق نداشته باشد از خارج ایزدشهر حتی یک کارگر استخدام نماید,

در نقطه مقابل شهرداری نیز باید حمایت هایی از این طرح های گردشگری و توریستی انجام دهد تا فرد سرمایه گذار مجبور نباشد سهم زیادی بابت هزینه های شهرداری صرف نماید,

مشاهده ی موقعیت جغرافیایی ایزدشهر در مازندران

من سعی کرده ام مطلب خود را به کوتاه ترین شکل موجود بیان نمایم, اگر شما نیز نظری دارید می توانید در بخش نظرات همین پست اعلام کنید,

در ضمن , شهرداری ایزدشهر یک سیستم پیام کوتاه راه اندازی کرده که گفتنش خالی از لطف نیست , 

ارسال انتقادات و پیشنهادات خود به شماره پیام کوتاه 3000123123


 

مسابقات دوچرخه سواری در ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 ساعت 12:35

مسابقات دوچرخه سواری در ایزدشهر در روز جمعه 24 اردیبهشت با بالا ترین سطح شوق و هیجان توسط شهرداری ایزدشهر برگزار شد. این مسابقات در 2 رده ی سنی زیر 15 سال و بالای 15 سال برگزار شد،
در درده ی بالای 15 سال آقای پیمان غریب دوست با افتخار بر سکوی نخست قهرمانی ایستاد.

در اینجا جا دارد از جناب آقای توکلی شهردار ایزدشهر نیز کمال تقدیر و قدر دانی را داشته باشیم

پیشنهاد می کنم عکس ها را ببینید


   

 

آریا مسکن          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 ساعت 15:36


آریا مسکن یک بانک اطلاعاتی از تمامی املاک که به قصد فروش و خانه های اجاره ای از سراسر ایران در  این سایت ثبت شده است در اختیار شما می گذارد و شما میتوانید با یک جستجوی ساده در هر کجای ایران ملک مورد نظر را پیدا نمایید

همچنین شما قادر خواهید بود مشخصات ملک خود را به صورت رایگان ثبت نمایید تا به راحتی بتوانید تبلیغات ملک خود را در اختیار هزاران بیننده قرار دهید,

این سایت یک گزینه ی حرفه ای برای مشاورین املاک می باشد، برای کسب اطلاعات بیشتر وارد سایت شوید

www.AriyaMaskan.com

آریا مسکن توسط من و کامران افتتاح شده،امیدواریم ازش استفاده کنید


 

قاب شیشه ای          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ساعت 16:14

قاب شیشه ای چشمات منو با تو آشنا کرد

من تو رویای تو بودم , بی خبر منو صدا کرد

قاب شیشه ای چشمات برا من مثل نفس شد

برا قلب عاشق من همه چیز و همه کس شد

من به آرزوم رسیدم , به تن تب دار دستات

دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر ر رو شد شبم از ستاره پر شد

کویر زخمی دستام عاقبت دوباره پر شد

(بهرام خان)


 

پرشین بینگ - یک جامعه ی مجازی برای با هم بودن          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه پنجم اسفند 1388 ساعت 1:51

پرشین بینگ  چیست؟

پرشین بینگ یک جامعه ی مجازی می باشدکه با عضویت در آن می توانید به شهری مجازی قدم بردارید,جامعه ی مجازی پرشین بینگ - ایزدشهر با دیگر اعضا آشنا شوید, گروه های کاربری ایجاد کنید,در چت روم با هم به گفت و گو بپردازید ,فایل های صوتی و تصویری و عکس های خود را به اشتراک بگذارید,همچنین خواهید توانست برای خود یک میکرو بلاگ بسازید و مطالب خود را منتشر کنید.

آره! درست حدس زدید, پرشین بینگ رو من ساختم . واقعا خیلی خوب روش کار کردم, امیدوارم شما هم توی این جامعه ی مجازی عضو بشید و واقعا از شاهکار من لذت ببرید( روح کامران: وای که این مسعود چه قدر از کارش تعرف هم می کنه!!)

برای ورود به پرشین بینگ کلیک کنید

 


 

موزیک جدید - مجتبی خوشبخت ، علیرضا رمضانی          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 ساعت 14:23

سلام سلام.

دیروز که رفته بودم پیش کامران تا فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد" بهش بدم، دیدم اون هم یه سی دی آورده و گفت یه خبر توپ!! آلبوم جدید مجتبی اومد بیرون! (آقا مجتبی یکی از خواننده ها و نوازنده های محبوب ایزدشهری هستند) من هم سریع اومدم خونه تا اهنگ ها رو گوش بدم و مثل همیشه کار اقا مجتبی و دوستشون علیرضا محشر شده!!

 

آلبوم جدید آقای مجتبی خوشبخت با همراهی آقای علیرضا رمضانی به نام ایست.

این آلبوم شامل 9 آهنگ زیبا می باشد

من به سلیقه ی خودم موزیک ها رو به ترتیب گذاشتم، یعنی بهترین ها و قشنگ ترین ها رو اول گذاشتم، پس به ترتیب دانلودش کنید

خط کشیدن روی اسمت
خاطرات بی مروت
اونایی که داده بودند
قلبمو به قلبت عادت
لحظه هام گره خوردند ، به روز های بی وفایی
این روزها تو فکر اینم که بدون من کجایی......

برای دانلود هر موزیک روی اسمش کلیک کنید:

دیوار جوونی  (4.3 MB)

ایست  (2.8 MB) (شاد)

احساس (3.90 MB)                                                                   
(شعر این موزیک "احساس" کار آقا کامران خودمونه)

آخرین بار (3.60 MB)

ساده می نویسم (3.69 MB)


بقیه ی موزیک ها رو هم هر وقت آپلود کردم همین جا میزارم.

واقعا ایزدشهر ما به خواننده و نوازنده ای مثل آقای خوشبخت افتخار می کنه!

نکته ی مهم: بعد از کلیک برای دانلود موزیک یه صفحه ای باز میشه که برای دانلود یه کم صبر کنید و بعد روی Click here to start download کلیک کنید.

لطفا نظراتتون رو هم در مورد آهنگها بنویسید.


 

دوست دارید با کامپیوتر وسایل برقی خونتون رو کنترل کنید؟          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ساعت 19:56

چند شب هست که چراغ خواب اتاقم خراب شده و حوصله ی عوض کردن لامپ رو  نداشتم،از اونجایی هم که شبها تا دیر وقت پای کامپیوتر بودم  و چراغ اتاق هم باید خاموش می شد، نمیتونستم خوب کار کنم، چون اتاق تاریک بود و  میز کامپوترم هم طوری بود که اصلا رو صفحه کلید دید نداشتم و حروف رو اشتباه میزدم،به این فکر افتادم به جای تعویض لامپ شبخواب،یه لامپ کوچولو زیر میزم،(که بالای صفحه کلید میشه) نصب کنم، اینجوری خیلی راحت تره، ولی باید از باطری استفاده می کردم و مونده بودم باطری رو چه جوری نصب کنم زیر میز،  چرا از کامپوترم برق نگیرم و....... همین جوری این فکر گسترش یافت تا به این نتیجه رسیدم که یه مدار led بسازم و اون رو زیر میزم نصب کنم،و با کامپوتر خاموش روشن کنم، تازه این طوری می تونستم از چند تا ال ای دی استفاده کنم،هر ال ای دی یه رنگ باشه و هر کدومشون رو که خواستم با هم دیگه روشن کنم و هر شب تنوع می شد و خیلی چیز های دیگه! اینجوری شد که از دوستم مرتضی که رشته ی الکترونیک می خونه کمک گرفتم، و این مدار تقریبا ساده رو درست کردیم ولی کار اصلیش برنامش بود که خیلی سخت بود ولی اون رو هم خودم به تنهایی نوشتم و پروژه با موفقیت انجام شد.

الان هم آموزش ساخت این مدار و برنامه ای که بتونید از اون استفاده کنید رو برای شما گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد و ازش استفاده کنید.

دانلود برنامه به همرا آموزش

نظر یادتون نره! مخصوصا اونهایی که از ساری لطف می کنند میان توی وبلاگ ما


 

عید غدیر مبارک باد          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ساعت 10:17

 فارغ از هر دو جهانم به گل روى على(ع)                از خم دوست جوانم به خم موى على‏

طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوست‏              ياد آرم به خرابات چو ابروى على(ع)


غدير يادآور عهد من و توست ،عهدى كه سالهاست ما و پدران ما با همه وجود آن را پاس داشته ‏ايم.
غدير داستان ديروز نيست،چراغى است كه امروزمان را مى ‏افروزد و ولايت ، ريسمانى الهى است كه هميشه وهمه جا ما را به سوى خود فرا مى ‏خواند،آنكه به اين ريسمان الهى در آويزد از دنيا بگسلد؛ آنكه سايه پر مهر و بى بديل ولايت رابر سر گسترد، سر بر آستان هيچ كس جز خدا فرو نياورد.
هر كه حق را با امام على، (ع)، و اولاد طاهرينش، بشناسد؛در ميان قرائتهاى رنگ رنگ و پر فريب٬ سرگردان نگردد و آنكه عهدشكنان غدير رابخوبى بشناسد، امروز نيز دست پر نيرنگ فرزندانشان را به يارى و بيعت در دست نگيرد.

من و آقا کامران هم نوبه ی خودمون عید غدیر رو به همه ی شما تبریک می گیم،

لینک مرتبط:

عید غدیر در ویکی

پایگاه اینترنتی غدیر خم


 

اخبار کوتاه...          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 11:44


تاسیس کتابخانه در ایزدشهر

به زودی قرار است کلنگ ساخت یک کتابخانه در زمینی به مساحت ۱۵۰۰ متر در ایزدشهر زده شود،ساخت این کتابخانه با اختصاص بودجه از طرف دولت در ایزدشهر به تصویب رسیده است.


افتخار آفرینان ایزدشهر
تکواندو کاران ایزدشهری توانستند در مسابقات تکواندو غرب استان به مقام قهرمانی دست پیدا کنند،آقایان سپهر و امیر خاکپور،سید فاضل حسینی و علی عباس پور با مربی گری مجتبی خاکپور به این مقام دست یافتند

عکس ۱ عکس


یک معضل برای داشتن شهر زیبا

ساختمان های نیمه کاره ای که سال ها رها شده اند نمای بسیار زشتی به شهر می دهند مخصوصا که این ساختمان ها در نزدیکی خیابان اصلی باشند،چه نهاد یا سازمانی وظیفه ی بررسی به چنین مواردی را داراست؟

عکس ۱
عکس۲
عکس ۳
عکس ۴


طرح های عمرانی در حال اجرای شهرداری
شهرداری ایزدشهر با مدیریت شهردار گرامی، جناب آقای مهندس توکلی به صورت مستمر و با پشتکار فراوان در تلاش است شهری خوب و زیبا به مردمان خوبمان تقدیم کنند،من و دوستم کامران به نمایندگی از تمام مردم ایزدشهر ازشهردار گرامی و پرسنل زحمت کش شهرداری قدر دانی به عمل می آوریم
 عکس1
 عکس2
 عکس3
 

 

این خبر ها توسط من و کامران جمع آوری شده، به زودی منتظر خبر های دیگر ما باشید


 

تازگیها چه خبر از ایزدشهر          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 22:26

سلام

خوبین؟؟؟؟خب خدا رو شکر...خیلی وقت بود که به دلایلی خبر تو وبلاگمون نذاشته بودیم...البته خبرای خاصی هم نبودا..فقط چند مورد خیلی نا محسوس که اصلا هم تو دید نمیاد

البته خواستم تو این پست تیتر خبر ها رو بگم و تو پستای بعدی مشروح اخبارو بگم که دیدم اینطوری خیلی بی مزه میشم..پس گذاشتم هر خبر رو جدا جدا و با شرحش بنویسماما چیزی که الان چند شبه (دو شبه اما انگاری ادامه داره)که داره اتفاق میافته و خیلی هم جذب میکنه ادمو به خودش تصادفهای شبانه ایزدشهره..الان دو شبه به طور اتفاقی و پیاپی شاهد تصادف هایی هستیم در ایزدشهر که خدا رو شکر این حادثه ها تلفات جانی به دنبال نداشت..دو شب پیش که از جایی بر میگشتم خونه دیدم اوه چقدر ادم یه جا جمعا و البته امبولانس هم ایستاده...گفتم لابد حال کسی بد شده یا خدای نکرده کسی سکته کرده..اما وقتی جلوتر رفتم دیدم بعله یه پژو ۲۰۶ نقره ای خوشگل چب کرده..اخی حیف بودا...خلاصه اینکه حضور به موقع امبولانس خیلی جالب بود برام..دمشون گرم..بگذریم بعدشم که مردم ماشینو به کمک جرثقیل از رو جاده برداشتن  که همون موقع ماشین اتش نشانی شهر داری هم اومدو اسفالت رو تندی شست..واقعا خسته نباشن.انگار نه انگار که تا همین چند دقیقه پیش ماشینی چب کرده بود.

دیشب هم که داشتم میرفتم جایی دیدم ای وای یه تصادف دیگه..انگاری باید عادت کنیما..خدا خودش به خیر بگذرونه...دیگه جزئیات این تصادف رو نمیگم... واقعا این تصادفات دلیل خاصی داره یا اتفاقیه...شایدم یکی از دلایلش  یک در میان روشن شدن روشنایی معابر  و جادهست..الله اعلم...

 عکس ۲۰۶ رو واستون میزارم...

 

راستی منتظر خبرهای توپمون باشین


 

پنجمین همایش نوری های مقیم تهران          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 5:11

پنجمین همایش نوری های مقیم تهران در روز پنجشنبه مورخ ۱۶ مهر ماه ۱۳۸۸ در سالن آمفی تئاتر هتل نارنجستان واقع در ایزدشهر برگزار شد.

این همایش به صورت هر چند ماه یک بار برگزار می شود و در این جمع صمیمی و دوستانه،بزرگان و استادان و مردان پر افتخار این شهرستان تاریخی (نور) از همه جا جمع می شوند تا ساعاتی را در کنار هم با مراسم زیبا و پرشکوه طی کنند،در این مراسم از افراد پر افتخار نیز تشکر و قدر دانی به عمل آمد،
یکی از چهره های برجسته ی این مراسم حاج آقا ناطق نوری (نماینده ی مجلس) بودند که با کلام زیبای مازندرانی و لحنی دوستانه و عامیانه با هم شهریان خود سخن گفت.
قابل توجه است که به عللی نتوانستیم عکسی مناسب برای شما از این مراسم بگیریم ولی به زودی عکس هایی به دستمان می رسد که در اینجا قرار خواهیم داد.


 

پست ویژه : موزیک رپ جدید ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 12:18

وایییییییییییییییییییییییییییییییی

بچه ها این پست اصلا برنامه ریزی نشده بود، یه جور هایی در حد انفجار هست،

موزیک رپ جدید : Izadshahr Bax

این رپ جدید هست که برای ایزدشهر خونده شده و تکست و کارگردانیش با خودم بوده، این موزیک جدید هست و با موزیک های قبلی فرق داره، پس فکرنکنید تکراری هست چون از امروز دارم تکثیرش می کنم، یعنی قبل از این نبوده که کسی گوش داده باشه، در مورد این رپ هم باید بگم که توسط یه سری بچه های ایزدشهر خونده شده ولی چون متعلق به کل ایزدشهر هست،اسم این خواننده ها لو داده نمیشود.

توی این موزیک رپ کمی در مورد ایزدشهر و مناطقش و بچه های باحالش گفته شده، نسبت به موزیک قبلی که اون هم مدیریتش با من بود خیلی بهتر شده،یه کم کل کل هم داره، که زیاد به دل نگیرید، در ضمن توی این رپ از آقای مهندس توکلی شهردار ایزدشهر نیز به گونه ای تقدیر شده است:" کردیم تو ایران ما هاتلاءلو یی *** اینو هستیم مدیون آقای توکلی "

قسمتی از تکست این موزیک رپ رو توی ادامه ی مطلب میزارم،

برای دانلود این آهنگ رپ کلیک کنید

(بعد کلیک روی لینک بالا یه صفحه ای باز میشه،کمی صبر کنید و روی لینکClick Here To Start  Download کلیک کنید تا دانلود بشه)


 

من رای می دهم چون ایرانی هستم          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 10:5

این روز ها بحث داغ انتخاباتی در محافل کوچک و بزرگ دیده می شود. هر کس نامزد انتخاباتی مورد نظر خود را ستایش می کند بعضی ها هم از چند نامزد تعریف و خوش گویی می کنند و خیلی ها هم همه را آش خور یه دیگ میدونند و با هیچ کدومشون رابطه ی خوبی ندارند ولی مهم ترین چیز که این روزها مطرح می باشد رای دادن یا ندادن آن است.

بعضی ها به دلایل مختلف رای نمی دهند و حتی دیگران را نیز تشویق می کنند که رای ندهند.روی این مطلب به این گونه افراد است.

در دنیای آشفته ی امروز مطمئنان هیچ کشوری به چیزی فکر نمی کند جز منافع کشور خودش و ایران نیز جز این به چیزی فکر نمی کند ولی استراتژی مدرن ایران در دسترسی به این امر برای تمام روشنفکران واضح و آگاه هست .ولی با این وجود یک سری از مشکلات مسائل که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی تحریمات کشور های اروپایی و آمریکایی رخ داده است به علاوه ی بعضی کم کاری های مسئولان دولتی چهره ی بدی را از فعالیت های دولت را برای مردم به نمایش گذاشته است و دولت ایران هم چیزی نیست به جز مردم آن و یعنی خود ما! پس کسی به جز ما نخواهد توانست که ایران را به اوج افتخار برساند.من خانواده ای رو مثال میزنم. فرض کنید یک جوان با خانواده اش مشکل پیدا کرده! و رابطه ی خوبی با اعضای خانواده ندارد,ولی هیچ وقت دشمن خانواده اش نمی شود و آن را نابود نمی کند و حتی بعضی اوقات کمک هم می کند و یا نمی گذارد کسی به حریم خانوادگی آن ها تجاوز کند. ایران نیز همانند خانواده ی ماست.با انتخاب یک رئیس جمهور مناسب و لایق می توانیم به ایران شکوه و اعتبار هدیه دهیم.

قابل توجه علاقه مندان به سبک رپ : به احتمال زیاد موزیک رپ هیچکس به نام "با هم" که در مورد ایران خونده رو گوش داده اید. اگر هم گوش نداده اید من قسمتی از تکست این رپ را برای شما می نویسم تا بفهمید ایران باید توسط مردم ایران ساخته بشه نه کس دیگری:

بیایید با هم دیگه تشکیل یک کوه بدیم

 به این پرچم سه رنگ ما یه روح بدیم 

بیا پرچمو ببریم قله دست به دست

باید هر چی مانع هست با دست شکست

حالا انتخاب چیه؟       حق ماست!

 نمی خواهیم بزاریم بیاد بالا هر کی خواست 

من از بد و بدتر, انتخابم بدِ 

 این نظر من بود حالا خوبه یا که بده

من رای می دهم چون ایرانی هستم.تصمیم با خود شماست.

راستی دلم نیومد این دو تا آهنگ زیبا در مورد ایران رو اینجا برای دانلود نگذارم.برای دانلود موزیک ها روی آنها کلیک کند و در صفحات باز شده روی عبارت Click here to Download this File کلیک کنید.

موزیک اول از رپری هست به نام"رجز" و دکلمه  این آهنگ توسط "یاس" خونده شده!  این موزیک با یه سبک کو بنده واقعا ترکونده. اگه این موزیک رو گوش نکنید نصف عمرتون بر فناست!  برای دانلود این موزیک اینجا کلیک کنید.برای مشاهده ی تکست این موزیک روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

موزیک دوم از" هیچکس" هست که قسمتی از تکست اون رو در بالا برای شما نوشتم.  برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 


 

کتی یا دیار بر یاد مانده          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 11:38

کتی دیار بر یاد مانده عنوان کتابی است در مورد ایزدشهر که به تازگی منتشر شده است.

در این کتاب به معرفی شهر تاریخی و از بین رفته ی کتی یا اشاره دارد! افراد مسن حتما نام کتی یا را از بزرگتر های خود شنیده اند، شهر متمدنی که بر اثر حوادث طبیعی از بین رفت و  افراد باقی مانده ........

در این کتاب علاوه بر سرگذشت و تاریخ کتی یا ، یک سری از ضرب المثل ها و مطالبی جالب در مورد بازی های محلی نیز به چشم میخورد.

این کتاب توسط استاد قوام الدین بینایی تالیف شده و طرح جلد آن نیز توسط خودم طراحی شده.

برای تهیه ی این کتاب میتوانید به نشر و چاپ کوثر مراجعه نمایید.

(ایزدشهر-جنب داروخانه دکتر ولی زاده-نشر و چاپ کوثر)

 


 

شهردار ايزدشهر به عنوان شهردار نمونه استان مازندران          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 ساعت 23:2

شهردار ايزدشهر  به عنوان شهردار نمونه استان مازندران و شهرداري ايزدشهر به عنوان دستگاه اجرايي برتر استان در عرصه تكريم ارباب رجوع و ارائه خدمات صادقانه به شهروندان در سال 1387 انتخاب و لوح تقدير نيز به شهردار از سوي استاندار محترم مازندران اهدا شد.

میتوانید عکس این لوح تقدیر را در اینجا ببینید.

منبع: سایت شهرداری ایزدشهر


 

سایت جدید من          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 11:19

سلام به همه ی شما.

میخوام سایت جدید خودم را به شما معرفی کنم. بعد سایت قبلیم هیچ وقت فکر نمیکردم برم دنبال یه سایت دیگه ولی دیدم نمیتونم طراحی رو کنار بزارم. این آدرس سایت جدید من هستش که شما میتونید توی اون قالب های وبلاگ برای وبلاگ خودتون انتخاب کنید.

www.yas-theme.com


 

باز محرم آمد، بوی حسین آمد،نسیم عاشورا آمد......          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 11:0

باز این چه شورش است               که در خلق عالم است

باز مثل هر سال نسیم محرم در حال عبور است و وای بر کسانی که این ماه گران قدر را همانند ماه های دیگر بپندارند! وای بر کسانی که بدون توجه به محرم این ماه را پشت سر می گذارند و وای بر حال کسانی که فقط به ظاهر محرم توجه کنند و تقلید کور کورانه انجام دهند(همانند عزاداری نا خالصانه).

خوشا به حال کسانی که به عمق وجود محرم توجه می کنند و حسین و حسینیان را از اعماق وجود درک می کنند و میفهمند که روز عاشورا هنوز به اتمام نرسیده و ما نیز ادامه دهنده ی راه امامان هستیم!

ما نیز ادامه دهنده ی راه سید الشهدا هستیم ولی نه با تیغ و شمشیر، بلکه با فکر و اندیشه،....

این روز ها ایزدشهر نیز رنگ و بویی دیگر دارد، به امید این که روزی تمام مردم بفهمند که محرم فقط عزاداری و گریه کردن نیست، بلکه فرصتی است برای شناخت خود و در نتیجه شناختن خداوند بزرگ و مهربان.

ایزدشهر

 


 

شایعه یا حقیقت          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 0:51

سلام خدمت همه مردم ایران و دنیا مخصوصا همشهریای خوبمون

راستش خبرایی به گوش ما رسید که کمی ما رو بخنده انداخت(البته منو و بعضیای دیگه)

بعضی ها هم خوش باورن مثل بعضی هاب

گذریم و اما خبر:

گویند نوزادی اندر بیمارستان یک شهر(امل یا رشت یا جای دیگر‌ هنوز علمای نقال به اتفاق نظر نرسیدن)تولد یافت(مونث یا مذکر این نیز ندانیم)که بسیار خاص میبود.پرستار بازیگوش چون این نوزاد حمل کردی در اغوش بردی (به کجا داشت میبرد نمیدونیما)ناگهان این نوزاد زبان باز نمودی شیرین زبانی کردی گفتی در تاریخ ۲۵ دی ماه برفی سخت ببارد همچون سنگ سخت و همچون تخم مرغ بزرگ و البته قرمز رمگ..پرستار چو این وضع بدیدی و این سخن بشنیدی دچار وحشت شدی نوزاد ببر زمین بیانداختی و نوزاد بمردی(اخه ی بیچاره بچهه)

و اکنونه گویند ان زن در زندان بودی تا روز معن فرا رسد تا بینند اتفاق افتادی تا ازادش کنند ور نه بووووووووووووووووووووووم

بله این بود خبر(شایعه)که ما شنیدیم

*********************برداشت ازاد**********************

نظر جمعی از دوستان: میگن زده بچه رو کشته بهونه نداشته از خودش چرت و پرت ساخت


 

ویروس جدید In9.exe          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 19:32

سلام.

چند روزی سیستمم یه ویروس جدید گرفته! اسم فایلش in9.exe هست!حدودا یه هفته هست که تکثیر شده! هنوز هم هیچ سایت فارسی زبان اسم این ویروس رو ثبت نکرده! حتی تعداد سایت های خارجی هم انگشت شماره که تونستند اینویروس رومعرفی کنند! این ویروس سرعت سیستم رو خیلی پایینمیاره! باتغییر ویندوز هم از بین نمیره!چون خودش رو توی همه ی درایو ها کوپی میکنه و مخفی نیز هست!بدوننرم افزار های خاص نمیتونید اون رو ببینیدچه برسه از بین ببرید! بدبختانه تعداد انتی ویروس هایی که اون رو شناسایی میکنند بیشتر از سه تا نیست.nod32 & Avast  و یکی دیگه که هنوز اسمش رو نمیدونم! اسم این آنتی ویروس هارو از توی یه سایت خارجی گرفتم!درضمن حتما بایدآخرین آپدیت این آنتی ویروسها  توی این هفته باشه تا اونرو پیداکنه! البته من که هنوز نتونستم اون رو پاک کنم!با این سرعت اینترنت آپدیت هم نکنیم نمیشه!( باز داره بحث ها سیاسی میشه!!)

در هر صورتاین ویروس علاوه بر اینکه سرعت سیستمتون رو تا حدی پایین میاره که مدیا پلیر سیستمتون بازنمیشه!

توی بعضی وقت هاهم درایو ها رو می بنده! و هنگامیکه روی درایو کلیک میکنید! ارور معروف به DosntSent رو میده!

چند تا کرم دیگه هم میریزه! ولی من عشق این ویروس هام!

تا روزی که ویروسها بردنیای سایبر حکم فرمانی کنند خدا حافظ


 

دست نوشته های یک دانشجو (دانشگاه نیما)          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه یکم آذر 1387 ساعت 10:48

با عرض پوزش ، این مطلب دیگر قابل دسترس نیست

دست نوشته های یک دانشجوی دانشگاه نیما

www.Nimau.blogfa.com

 


 

روز از نو روزی از نو (2)          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 20:17

با عرض سلام خدمت شما دوستان! اگر از خوانندگان قدیمی این وبلاگ هستید! حتما یه پست جنجالی ما رو به خاطر دارید که کل موضوعش فقط در مورد یه شکستگی توی آسفالت یکی از جاده های ایزدشهر بود که گویا لوله ی آب شکسته بود! و پس از یک ماه هیچکی به این موضوع رسیدگی نمیکرد، بگذریم که چه قدر آب اینجا هدر رفت(فکر کنم به اندازه ی صرفه جویی یه ماه کل مردم ایزدشهر). پس از کلی پی گیری و اینور اونور رفتن بالاخره شهرداری محترم ما یه روزه مشکل رو حل کردن! جالبه بدونید با این که دوباره آسفالت کردند و پس از چند ماه دوباره آب نشت کرده و آسفالت فرو رفته و کلی سنگ ریزه زده بیرون و از همه مهم تر کلی آب هم همین جوری داره هدر میره! ایندفعه از اداره ی آب و فاضلاب ایزدشهر که دفعه ی قبل ما رو کلی تو زحمت انداختند خواهش میکنیم که هر چه زود تر این مساله رو حل کنند. تا دوباره زحمت شهرداری محترم ما زیاد نشه! لطفا.

 ایزدشهر


 

علاقه مندان به همکاری در موزیک رپ جدید ایزدشهر.          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 22:7

دوستان خوبم نمیدونم موزیک رپ ایزدشهر رو گوش دادین یا نه! اگه نه که میتونید از لینک زیر دانلود کنید.

http://falconer.persiangig.com/izadshahr/Izadshahr.mp3

اما ما دوباره میخواهیم یه موزیک رپ جدید بسازیم! خواننده ی این رپ و موزیک قبلی یه گروهی هست به اسم Gods West(خدایان غرب). که از برو بچه های غرب ایران هستند. صداشون تک هستش! ولی این دفعه ما خودمون میخواهیم متن رپ رو بدیم اونها بخونند! علاقه مندانی که میتونند متن مناسب و زیبا و بدور از هر گونه توهین و بی احترامی برای رپ ایزدشهر بنویسند ما منتظرشون هستیم.

از فرد یا افرادی که متن آنها (حتی اگر کم باشد یا قسمتی از تمام متن) مورد قبول باشد در موزیک نام برده میشود. توی بخش نظرات همین جا متن رپ رو بفرستید(اگه دوست داشتید به صورت خصوصی بفرستید).منتظر هستیم. نام خودتان هم فراموش نشود.


 

نوروز مبارک          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 1:46

عیدتون مبارک

صد سال به این سالها

ببخشید سرمون شلوغ بود وقت نشد زودتر خدمت برسیم

راستی از زحمات شهر دار و پرسنل محترم شهر دار هم تشکر میکنیم خیلی خیلی ممنون بابت همه زحماتتون

راستی اقای شهردار منتظر گاهشمار ۸۷ و عملکرد ۸۶بودیما


 

سایت جدید ایزدشهر ما          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 19:36

سلام به همه ی شما عزیزان.

سایت ایزدشهر سیتی رو بالاخره افتتاح کردیم. البته بخشهاش کامل نیست و بیشتر فقط رو صفحه اول کار کردیم. منتظر هر گونه نظر شما در نظرات همین پست وبلاگ هم هستیم.

اگر هم قصد همکاری دارید ما رو خوشحال کردیم.

فقط  ایزدشهر     ( اُ تی دا )

www.izadshahrcity.com

 


 

مسابقات دو همگانی در ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 15:43

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت شما همشهریان عزیز.

امروز شاهد مسابقات دو همگانی در ایزدشهر به همت مرکز پایگاه مقاومت بسیج حضرت ابراهیم سارج محله و همکاری شورای ورزشی ایزدشهر بودیم! واقعا مسابقه ی جذابی بود و من شخصا خودم شرکت کردم!البته قول دادند که از این به بعد در هر ماه دو بار شاهد این مسابقات باشیم.

این حرکت می تواند بسیار مفید واقع شود! توجه جوانان به ورزش یکی از مسائلی است که همواره مورد بحث و گفت و گو قرار دارد . چرا که میتواند آنها را از بسیاری از موانع اجتماعی دور کند! و مسابقات همگانی می تواند بهترین راه حل برای جذب جوانان به ورزش باشد!

اگر رشته هایی دیگر نیز به این مسابقات اضافه شود به نظر من بیشتر مفید واقع می شود.


 

محرم آمد و بوی حسین و حسینیان را آورد          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 12:57

دوباره محرم آمد و دوباره لباس های مشکی خود را به تن میکنیم. یک سال گذشته است گویی همین دیروز بود. با خود بی اندیشیم که در این مدت چه کرده ایم؟! آیا توانسته ایم کاری کنیم که دل حسین را شادکنیم؟!

در تاریخ کشور ما هر زمان که حکومت به ادیان نزدیک می شد دوره ای از شکوفایی و رشد را پیش رو داشتیم حتی از زمان پرستش اهورا مزدا در زمان پادشاهی کوروش کبیر تا به حال! اکنون نیز ما مدیون دین اسلام هستیم که با این همه مبارزه و تحریم علیه ما هنوز به زانو درنیامده ایم و روز به روز بر قدرت ما افزوده میشود.اگر کمی به سخن رهبر عزیزمان فکر کنیم " محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است" و کمی هم به تاریخ معاصر خود نگاه کنیم واقعا به معنای واقعی این سخن ارزشمند امام پی میبریم! کاش همیشه حسینی فکر میکردیم تا بتوانیم عظمت واقعی کشورمان را ببینیم.!! کاش حسین نور جوانمردی و شهادت رادر دلمان بیشتر کندتا بتوانیم غرور ایرانی رابه پا داریم!


moharram


 

سلام          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 12:7

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

اولین برف بعد از ۱۵ سال در شهر ما باریدن گرفت  وای خدا جون چه برفیم میزنه    ببینین عکسارو

 

خودتون قضاوت کنین بزرگترین ادم برفی ایزدشهر


 

فقط یک دلیل قانع کننده بس است!          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 22:52

عکس زیر ۳۰ تا ۴۰ متری دهانه ی رودخانه ی کنار آموزش و پرورش شهرستان نور هست! همان طورکه میبینید در حال اعمال تغییراتی در رودخانه هستند!من قضاوتی نمی کنم ولی از وقتی که دردبیرستان کنار این رودخانه ثبت نام کرده ام تا حالا که حدود ۴ سال هست هر چندوقت یک بار ماسه ها را جمع آوری و توسط کامیون ها به مکانی منتقل میکنند. الان رودخانه خیلی فرق کرده و به بهونه ی گشاد کردن دهانه ی رودخانه وهر چی که خودشون اسم میزارند دارن حتی ماسه ی سواحل رو هم میبرند! ظاهرا هم یه دلیل منطقی و قانونی نمیشه آورد که چرا چند سال هست همیشه دارند ماسه میگیرندو میبرند؟؟! ولی از یه چیز مطمئنم و اون این هست که اینها که این کار رو میکنند مجوزدارندومهم تر این که تجربم نشون داده برای بهبود وضع رودخانه اینکار رونمیکنند.

izadshahr


 

جشن پایان بیسوادی در نور          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 22:38

جشن پایان بیسوادی در نور با حضور قائم مقام نهصت سواد آموزی کشور و فرماندار محترم مازندران در تاریخ ۱۰/۸/۸۶ برگزار میگردد.از علاقه مندان برای حضور دعوت به عمل می آید. البته من تا همین جاش اطلاع دارم مکان دقیقش دیگه به عهده ی خودتون. اگه پیدا کردین به من بگید.اگه عکس هم داشتم توی همین پست بعدا میزارم.


 

دزد ناکام !          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 17:20

این سهمیه بندی سوخت با این که با اعتراضات زیادی روبرو شد ولی حد اقل یکی از پیامدهای مثبت کوتاه مدتش رو دیدیم! یه دزد بیچاره ای که ماشینی رو دزدیده بود دیروز توی محلمون بنزین تموم کرد و ماشین رو ول کرد به امون خدا و رفت . مردم هم که از دیدن این ماشین که بدجور پارک شده بود و درهاش هم باز بود کمی مشکوک شدند و سریعا با کلانتری محل تماس گرفتند! اونها هم وقتی اومدند به این نتیجه ای که بالا گفتم رسیدند که این ماشین دزدی بود و بنزین تموم کرده بود.خوب این هم یه نوعش هست ولی باز خوشبه حال دزده چون لا اقل ضبط ماشین رو برداشته بود. برای دیدن عکس ها هم روز ادامه ی مطلب کلیک کنید.


 

ایا دبیرستان خواهیم داشت؟؟؟          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 21:27

سلام

ایزدشهر دبیرستان نداره...قراره یه مدرسه راهنمایی بود (کاخ شاه) بگیرن بکنن دبیرستان ولی چیزی معلوم نیست.

خدا کنه یه دبیرستان بسازند که مجبور نشیم این همه راه بریم تا محمودآباد و نور! ایزدشهر هم که ادم خیر ما شا الله زیاد داره.


 

با عرض پوزش خدمت همشهریان گرامی          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 11:21

سلام همشهریان گرامی. راستش برای بهبود وبلاگ و کار آیی بیشتر وبلاگمون.سعی میکنیم انقلابی در وبلاگمون ایجاد کنیمَ برای همین بعضی از مطالب کمی انتقادی رو حذف کردیم . واقعا این طوری بهتره چون معلوم نیست این مطالب که معلوم نیست راست باشند یا دروغ ارزش نوشتن رو داشته باشه ولی این دفعه میخواهیم وبلاگی با موضوعات بهتر و ارزشمند تر برای شما داشته باشیم. امیدوارم همیشه وبلاگ ما را مطالعه کنید! با تشکر از شهرداری که این نکته را برای ما گوش زد کردند و تشکر بیشتر از اداره ی اطلاعات استان مازندران.

فعلا بای. راستی یه چند روزی هم مطلب نداریم.


 

احدااث پارک جنگلی          به قلم کامران


  نویسنده : کامران   در تاریخ :  سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 11:24

جنگل ایزدشهر یه جنگل توپه..این که حرفی توش نیست(اگه کسی حرفی داره تو بخش نظرات بگه)

و اما این جنگل جهت تردد(با وسیله نقلیه) تنها یه راه داره و اون هم خیابان شعبان اباد خودمون هستش.البته این راه تا همون بخش مسکونیش اسفالتس بقیه راه هم که میدونین چه جوریه اگه نمیدونین خوب برین ببینین.هم فال هم تماشا

و اما

از قرار معلوم اقای شهردار  بهمراه ملازمان یه نقشه واسه این جنگل کشیدن که همین جوری به امون خدا نمونه.قرار شده  بگیرن این جاده(شعبان اباد)رو بگیرن عریض کنن و راه رو تا اخرش اسفالت کنن و کلی برسن به جنگل بکننش پارک جنگلی(البته تا چند سال دیگه ؟؟؟هنوز در دست پیگیریه)ولی یه مشکلی اینجا هست....ما فقط یه جا واسه خلوت کردن و خندیدن و تفریح داشتیم که اونم ظاهرا دارن ازم میگیرن.میشه محل تفریح تهرانیا و مسافران محترم از سراسر کشور  حالا ما این وسط چی؟؟؟

توضیحات:به دلیل نداشتن عکس از جنگل خودمون و اینکه نمیخوایم عکس الکی بزاریم تو وبلاگ من عکسی رو که گذاشته بودم رو برداشتم


 

پایان مسابقات فوتبال با بازی هیجان انگیز تیم "شب خیز گاز شمال"          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:31

این مسابقات فوتبال هم تموم شد، توی فینال خیلی ها اومدند از جمله آقای ناطق نوری (نماینده مجلس مردم نور و محمودآباد) و شهردار محترم ایزدشهر والبته شورای شهر که  تقریبا توی تمام مسابقات حضور داشته، نمیخوام تفرقه افکنی کنم ولی یه واقعیت هست، ایزدشهر قبل از این که ایزدشهر بشه از سه قسمت تشکیل می شد،این بازی فینال بین تیم هایی بود که یکی از "سارج محله" و دیگر از "بازارسر" بود. هر چند این دو منطقه هر دو جز ایزدشهر هستند ولی از قدیم یه رقابتی بین اینها بوده که گاهی به خشونت کشیده میشد، البته نه فقط فوتبال. این بازی فینال هم بیشتر جنبه ی نمادین داشت،بازی فوق العاده ی برو بچه های ساروج محله واقعا کار دست این بازارسری ها داد من که از خوشحالی وقتی تیم محلمون برد یه متر از جام پریدم، یعنی همه پریدند. بچه های ما یک صفر عقب بودند ولی بازی خوبی میکردند تا اینکه فقط 10 ثانیه میخواست به پایان بازی گل مساوی را زدند و توی پنالتی کشی بازی رو بردند،واقعا بازی هیجان انگیزی بود،اوایل خالی بسته بودند که به تیم اول یه گوسفند جایزه میدن ولی ما که هیچی ندیدیم به جز یه جام ساده و به هفت دست شورت و پیراهن اون هم برای تیم اول، ولی همین که روی اون طرفی ها رو کم کردیم، دنیایی ارزش داشت.


 

منتظران در انتظار موعود          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 1:18

جشن نیمه ی شعبان از جشنهایی است که در آن شب تمام مسلمانان به شادی مینشینند و دعا میکنند برای ظهور آقا امام زمان. در ایزدشهر نیز همه ساله جشنی در دور میدان داخل محل برگزار میشود و هر سال پر شکوتر از سال قبل مخصوصا با برنامه های متنوع، نمایش حرکات رزمی فوق العاده و تئاتر طنز(واقعا محشره) و … مردم زیادی هم جمع شده بودند. ببخشید که عکسهای کمی گرفتم ،چون یه N70 دیگه بهتر از این که توی شب عکس نمیگیره، برای همین نشد از بیشتر جاهای مراسم عکس بگیرم.راستی الان که دارم این مطالب رو مینویسم یه چند شبی میگذره، ولی خوب کار داشتم ببخشید دیگه.

ایزدشهر


 


 

حاشیه های مسابقات فوتبال ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 9:36

طبق معمول باز هم ماه مبارک رمضان از راه میرسه ، ولی فوتبالش زودتر! مسابقات جام رمضان در ایزدشهر با تیم های مختلفی از نقاط مختلف ایزدشهر مدتی است که شروع شده، البته تیم ما همین اول کاره حذف شد، تیمی که سال قبل قهرمان شد و جام رو برد، آخه توی بد گروهی افتاده بودند توی هر سه تا بازی که بچه های تیم ما انجام دادند حریفهامون حد اقل ۸ یا ۱۰ سالی از ما بزرگتر بودند و اون سه تا از برترین تیم های فوتبال جوانان ایزدشهر بودند، خوب این هم شانس هست دیگه تیم ما میانگین سنیش بالای ۱۷ نمیرفت! من موندم این فوتبال ما مگه چی هست که حاشیه هم داشته باشه. فعلا دوتا عکس از این مسابقات میزارم بعدا شاد بیشتر شد.

فوتبال ایزدشهر فوتبال ایزدشهر


 

فینال کشتی های محلی ایزدشهر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 21:37

دوباره سلام. یه چند تا عکس از فینال کشتی لوچو (کشتی های محلی) از ایزدشهر براتون گذاشتم. امیدوارم خوشتون بیاد.این فینال کشتی ها با حضور آقای مهندس توکلی شهردار ایزدشهر برگذار شد. توی این کشتی ها به قهرمانها یه گوسفند هدیه میدن که توی عکس میتونید ببینید.

کشتی لوچو " ایزدشهر " کشتی لوچو " ایزدشهر "
کشتی لوچو " ایزدشهر " کشتی لوچو " ایزدشهر "


 

ما تابستون و تعطیلی نمیخواهیم.          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 9:7

این خبری که میدم نه طنز هست و نه شوخی ...

امروز جمعه ۸تیر ۱۳۸۶

دیشب حدود ساعت ۱۲، صدای هولناکی برخواست و برق رفت. سریعا به خارج از خانه رفتم تا ببینم مسئله از چه قرار است،ولی قبل از آن که چیزی ببینم حدس میزدم چه اتفاقی افتاده. درست بود.یه ماشین ۲۰۶ با سرعتی بسیار بالا از جاده منحرف میشه و میخوره به تیر برق و . . .

من شخصا جلو نرفتم و از دور صحنه رو میدیدم. چون دفعه ی اول نبود که توی اون قسمت تصادف میشد.دفعه ی دوم و سوم و حتی چهارم هم نبود. سه تا سرنشین داشت. سه تا جوان که مسافر بودند و از استان دیگه ای اومده بودند. ولی...

ولی دو نفرشون مردند توی این حادثه بعضی ها هم میگن که اون یکی هم مرد بعدا. از این حوادث توی ایران زیاد اتفاق می افته ولی آخه چه طور؟ چرا باید این طوری بشه؟

جواب خانواده هاشون رو چی میدند؟ میگن بیایید ببینید این پسرتون هست که تیکه تیکه شده؟ آره؟ اینو باید بگن؟ آخه چرا با این همه سرعت باید حرکت میکردند اون هم توی جاده ای که نمیشناختند.؟ توی جاده ای که مرگ جزئی از ذات اون هست. خواهش میکنم از تمامی مسافرانی که به مازندران سفر میکنند. یا اصلا به هر جای ایران. همیشه قوانین رو رعایت کنید. حد اقل توی جاده هایی که نمیشناسید. اون هم جاده های مازندران که بدون هیچ علایم و تابلو و ... با پیچ های خطر ناک و محل عبور افراد و.. میرسه. مطمئنا این حادثه برای شما تاثیر زیادی نداره ولی فکر این که چه جوری عضوی از خانواده ی خود رو از دست بدید چه حالی داره. اون جاست که آرزو میکنید خودتون هم با اون برین.


 

اعتراض کسبه ی ایزدشهری به قوانین! و مطبوعاتی انحصاری          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 18:23

امروز هم دو تا خبر دارم.

 

یکی در مورد اون مطبوعاتی که تازه توی ایزدشهر باز شده!! تا اونجایی که من میدونم اونجا روزنامه های کثیر النتشار رو میفروشند ولی یه نکته ی دیگه این که تا ساعت 10 بسته هستش البته من این یک هفته رو میگم شاید از هفته های بعد زودتر باز کنه. (ولی شاید هم طرف دو تا شغل داره فقط بعد از ظهرها باز میکنه.) در هر صورت من موندم چه جوری روزنامه های کثیر النتشار رو صبح ها براش میارن؟یا چه طوری سریع به رسونه دست مردم؟؟! از این بگذریم، چون این دور و برهای شهرداری و محل ما همین یه مطبوعاتی هستش و چون حق انحصاری داره و رقیبی نداره؛کلا آزاد هستش.

 

نکته ی دوم دلچسب تر هستش،

 

اخیرا شهرداری اعلامیه هایی پخش کرده که چند تا از حقوق شهروندی و قوانین رو برای مردم یاد آور شده که کاری کاملا درست است و من هم شدیدا بر آن تاکید دارم.ولی از اینجا به بعد رو بخونید. توی یه این اعلامیه ها یه جایی ذکر شده که" کسبه و مغازه داره و... نمیتونند تابلو های تبلیغاتی خود را در کنار جاده ها و معابر بگزارند و در صورت مشاهده اونها رو جمع میکنند و هر گونه مسئولیتش با خود صاحب مغازه است." حالا بشنوید از شهروندان ایزدشهر! یه عده از کسبه که به دلایل کاملا امنیتی نمیتونم اسمشون رو بگم یه نامه به شهردار نوشتند که یه توضیحی مختصر در مورد متن نامه میدم. اونها نوشتند که تابلو و علایم تجاری شون جز شناسنامه ی هر مغازه است ومعرف شغل و........................

و این که نمیتونند اونها رو جمع کنند چون مغازه بدون تابلو که نمیشه! و در آخر این که یه جوری این قانون رو برای اونها تغییر بدند تا بتونند همچنین این تابلو ها رو جلوی معابر بزارند."

البته وقتی که یکی از اونها به نمایندگی از طرف بقیه داشت میرفت که نامه رو تحویل شهردار بده جلوی کوچه ی شهرداری با یکی از کارمندان شهرداری که میشناخت روبرو شد و مطلع شد که آقای شهردار تشریف ندارند و اون کارمند که دقیقانمیدونم چه سمتی داشت به اون طرف فهموند که این کار کاملا غیر مکن هست و جز قوانین و بهتره که این نامه رو به آقای شهردار نشون ندیدن! ولی امان از دست این ایزدشهری های سمج(برای نمونه خودم) اون طرف هم به حرفش پایبند بود که فردا این نامه رو به شهردار بده. دیگه از اینجا به بعدش رو نمیدونم.(اگه نامه رو بده به شهردار یه سوجه ی جالب و طنز و خنده دار برای آقای شهردار پیدا کرده و خستگی کار رو کمی از دوشش کم کرده با این کار و اگر هم که نداد به نفعش شد.

 

(توجه در مورد مطالب بالا مطئن باشید چون خودم شخصاً این مراحل رو مشاهده نمودم حتی متن نامه رو خوندم و شاهد بودم) حالا اگه میخوای بدونید من چی کارم که از این چیز ها خبر دارم باید بگم  اگه بخواهید این وبلاگ پا برجا بمونه نمیتونم چیزی در این مورد بگم.بای.

 


 

خبر پشت خبر          به قلم مسعود


  نویسنده : مسعود   در تاریخ :  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 12:44

دوباره سلام....

یه چند تا جمله ی تقریبا کوتاه امروز براتون داشتم که اگه اجازه بدید بگم.

اول اینکه خوشحالم توی ایزدشهر هم یه مطبوعاتی کوچولو زدند که مردم برند روزنامه و مجله بخرند و سطح اطلاعات سیاسی و فرهنگی و علمی شون رو ببرند بالا(البته اگه بخرند).در ضمن من خودم یه سری زدم و دیدم، ولی دو تا چیز نظرم رو جلب کرد، یکی اینکه از بین اون همه مجله(به جز روزنامه) فقط تونستم یه مجله در مورد فناوری و اطلاعات پیدا کنم که ۹۰درصدش مربوط به قیمت سخت افزار ها بود و نه چیز دیگه. دوم این که بیشتر مردم که اونجا جمع میشند برای خرید مجله و روزنامه نمیرند بلکه برای خوندنش میرند!!!

جمله ی بعدی هم این که حالا که تابستون شروع شده و همه ی بچه ها هم مثل همیشه بیکار و ول معتل میشند چی کار باید بکنند؟ اگه بگم ایزدشهر زمین بازی نداره دروغ گفتم چون دو یا سه تا زمین فوتبال داره ولی مشکل اینجاست که همه نمی تونند از اون ها استفاده کنند، مثلا بچه های محل ما که کنار شهرداری هم هستیم، نمیتونیم مسافت زیادی رو طی کنیم برای بازی فوتبال!البته اگه بعد از سالم رسیدن به زمین فوتبال اجازه ی ورود به ما رو بدند. بازی توی محل هم که قربون همسایه ها برم، که با دسته بیل و جارو و کلی ناسزا جواب ۵ دقیقه فوتبالمون رو هم میدند،حالا فوتبال هم نکنیم، چند نفری یه گوشه تو محل روی جدول میشینیم و گل میگیم و میخندیم، بعد میان هزار تا تهمت میزنند از سیگار کشیدن گرفته و دنبال.....(استغفر الله). آخه ما که بازی نباید بکنیم،یه گوشه هم نشینیم،مجبوریم بریم دریا شنا که فکر کنم آخرین راه حل باشه.پس ما داریم میریم آماده بشیم بریم دریا شنا! البته اگه طرح شنایی یا چیزی باشه که غرق نشیم.