| مطلب مهم
شاید بار ها و بار های این بیت را شنیده باشید و زمزمه کرده باشید ولی من آن را تجربه کردم.
نزن بر سر ناتوان دست زور که روزی در افتی به پایش چو مور
شاید خیلی از شما ها از گذشته ی من و کار هایم آگاه باشید ولی با شرمندگی باز هم می گویم تا اگر نمیدانید بدانید.این قضیه بر می گردد به ۴ تا ۵ سال پیش
روز هایی بود که فکر میکردم اگر هک کردن بلد باشم می توانم قدرت زیادی در اینترنت داشته باشم و برای همین تمام لحضات زندگیم شده بود آموزش هک و ترفند ها! از هک کردن آیدی ها با تروجان گرفته تا هک وبلاگ های بلاگفا با روش های نوین و ابتکاری!(حالا خودمونیم کی رو دیدید تو ۱ روز ۸۰ تا وبلاگ هک کنه). حتی دو تا تجربه ی هک سایت هم داشتم . فکر می کردم خیلی قدرت مندم! البته دوستانم بیشتر حال می کردن که می تونستند کلاس بزارن که دوستشون هکر هست! در هر صورت خیلی حال می کردم! کارهایی رو انجام می دادم که خیلی تو خواب میدیدن. بگذریم! نمیخوام زیاد سرتون رو درد بیارم و دستی دستی کار های دیگم رو لو بدم!(مثل آی اس پی ها).
خودتون رو بزارید جای من. توی سن ۱۵ سالگی با اون همه کار هایی که بلد بودم چه جوری میتونستم که جلوی خودم رو بگیرم و به اصطلاح هک نکنم؟ ولی به خودم اومدم که واقعا کی هستم؟! چرا این کار ها رو میکنم؟ اونها که آیدی یا وبلاگشون هک میشه چه حسی دارند؟ پس توبه کردم و این کارها رو گذاشتم کنار و حتی به کسی هم یاد ندادم!خیلی وقته دیگه از این کارها نمیکنم ولی میدونم که هیچ وقت گناهم پاک نمیشه! چون برای من غیر ممکن است که تمام اونهایی که به صورتی توسط من هک شدند رو پیدا کنم و معظرت خواهی کنم!همیشه این عذاب وجدان همراه من هست!چون اونهایی که توسط من هک یا اذیت شده بودند هیچ وقت به من افتخار نمیکردند و یا من را آدم قدرت مندی نمی دانستند. بلکه نفرتی در وجودشان علیه من ایجاد میشد.خدایا خیلی چیز ها بین من و تو هست که هیچ کس از آنها اطلاعی نداره!کسی نمیدونه چه قدر از مسعود ۴ سال پیش نفرت دارم. خیلی وقت ها فکر می کنم چه قدر آدم پستی بودم که اون کار ها رو انجام می دادم.حتی وقتی سایت یاس دیزاین رو افتتاح کردم اون رو به مدت یک سال وقف بنیاد امور خیریه کردم و تمامی درآمد های آن(طراحی و تبلیغات) توسط خود مشتریان به حساب این بنیاد واریز میشد و فقط فیش آن را برای من ارسال می کردند.
ولی مطمئنم گناه من با این چیز ها بخشیده نمی شود.
مدت ها از آن ماجراها می گذرد و امروز یاد جلمه ی خانم حسینی(که قبلا در کافی نت ایرانیان -مازندران-نور کار می کرد)می افتم که با لبخند می گفت:"مسعود تا کی می خوای مردم آزاری کنی؟ بس کن این کار ها رو, یه روزی یکی پیدا می شه همین بلا ها رو سرت بیاره".درسته که ۴ سال هست که توبه کردم!ولی هنوز احساس گناه می کنم.حالا می دونید چرا یاد اون جمله افتادم؟
چون راست می گفت.همون بلا ها سرم اومده,یکی که واقعا دستش هم درد نکنه , به من نشون داد که کسی که هک میشه چه حس بدی داره! و حالا می فهمم که گناهم بیشتر از اون چیزی هست که فکر می کردم. اون آدم آیدی یاهوی من رو از طریق تروجان هک کرد!آیدی که با اون با تمام دوستانم در ارتباط بودم!آیدی که ارتباط بین من و مشتریانم بود! آیدی که ..... ولی هک شده و دیگه هیچ کدوم از ۱۵۰ تا آیدی های ادلیست خودم رو ندارم. باید خیلی چیز ها رو از اول شروع کنم.
ولی یه تجربه ی هر چند تلخ ولی مهم توی زندگیم بود.
آیدیم رو پس گرفتم. کسی که پسورد آی دی من رو گرفته بود دوباره اون رو به من برگردوند.
Only Masoud_tornadoalex نوشته شده توسط
مسعود بینایی در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 19:58 | لینک ثابت |
|